سلام دوستان
من ی سال و نیمه عروسی کردم و زود بچه آوردم شوهرم مرد خوبیه ولی از همون اوایل زندگیمون دعواهای کوچیک کوچیک و الکی شروع شد و این اواخر دعواهامون خیلی بزرگ شد بخصوص بعد تولد دخترم جوری و این اخرا خانواده شوهرم متوجه شدن و او نام کلی حرف بارم کردن و طرف پسرشان گرفتن ...بین این بحثا من بار شوهرم دست روم بلند کرد و بدنم کبود شد چن جاش ...من نمیگم من مقصر نیستم چون موقع دعوا جوابشو میدم و از اول من بهش گیر میدم ...گیر دادن منم بیشتر بخاطر ی دوست شه و خانم بازه و سابقه اعتیاد دارهک و من دوست ندارم باهاش بگ رده ...الان به زندگیم خیلی سرد شدم چون نشده تا حالا ی کاریم بخاطر دل من انجام بده و دل ب دلم بده با اینکه میگه دوست دارم...نمیدونم چیکار کنم تا حالا حرفی نمونده و بهم نگفته حرمت هیچی و نگه نداشته شوهرم خیلی تلاش میکنه و انگار و انگار و دعوایی شده و اینا ولی من دلم باهاش صاف نمیشه هرکاری میکنم