2777
2789
عنوان

موندم چیکار کنم....

151 بازدید | 8 پست

روز یکشنبه سالگرد ازدواجمون بود خواستم شوهرم رو سوپرایز کنم رفتم بیرون خرید کنم واسه کیک و تزئین از بد روزگار هر کار  کردم برگشتنه در رو نتونستم باز کنم و پشت در موندم منم با شوهر تماس گرفتم گفتم بیا در باز نمیشه سر کار بود بعد سه ساعت اومدو تونست بازش کنه و چنان دعوایی کرد با من که طلاقت میدم دیگه نمیخوامت و چقد بد ب خانوادم گفت منم اصلا جواب ندادم جلو بچه هام و البته از ترسش هم بود.

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

 دعوا که کرد باهام گفت از مامانت کمترم بهش زنگ نزنم نگم طلاقت میدم بیچاره مامانم روز بعدش میگفت البته  بدروغ که دیروز ظهر خوابتون دیدم دیدم ناراحتی با شوهرمت بچه هاتم گریه میکنن بیدار شدم خیلی گریه کردم روز بهدش زنگ زد گفت شوهرم پیام داده بهش ک به دختر بگو توافقی طلاق بگیره من نمیتونم باهاش زندگی کنم.و کلی قسم ک چیزی گفت چیزیش نگو ولش کن به ما چیزی گفت اصلا جوابش نده...چقدر  از صبر خدا گلایه کردم به خدا.آخه کی جواب خودشو و ننه بیشعورش میده ک دلم من شاد بشه.

شوهرم وقتی دیوونه میشه قاطی میکنه خیلی حرفا میزنه.

حلا از یکشنبه قهریم و اصلا حرفم نزدیم همش میگم این ک ب روی خودش نمیاره کاش خودم پیش قدم واسه آشتی میشدم از طرفی خیلی پررو هست و بیشعور نمیدونم چ کنم.آخه من از قهر بدم میاد ولی دوستم ندارم آشتی کنم

یکشنبه که رفتم خرید با بچه هام برای جشن .بر عکس روزگار داداش و آبجیم هم ک شهر دیگه ای زندگی میکنن  اومدن شهرمون کار داشتن از طرفی در هم گیر داشت باز نمیشد شوهر نامردم خبر نداشت سالگرد ازدواجمون هست گفت تو رفتی برای خانوادت خرید کنی و خیلی چرت و پرت دیگه و گفت چرا رفتی نباید میرفتی کلی بد و بیراه ب من.دیگه اون حرفا رو زد ک فردا برو درخواست طلاق بده دیگه نمیخوامت همش فکر خانوادتی...خدا شاهده داداشم و ابجیم مجردن اینجا بودن حتی ناهار هم نموندن ساعت ۲رفتن ناهارم البته آماده نبود البته.گفتن میریم.

البته میخوام بهش بگم ک گوشی مامانم خرابه .گوشی مامانم ساده است باور میکنه بگم خرابه و بهش پیام نمیتد ب مامانم هم گفتن ب روی خودت نیار ک پیامی دیدی.نمیخوتم وقیح تر از این بشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز