سلام خانمها امیدوارم حال همگی خوب باشه.من به یه مشکلی با شوهرم برخورد کردم لطفا کمکم کنین.شوهر من قبل ازدواج تو اربیل کار میکرد بعد ازدواج برگشت کار پخش موادغذایی رو شروع کرد من و خونوادمم خیلی کمکش کردیم ولی متاسفانه با کلی بدهی مجبور شد کلا جمع کنه حالا نه سرمایه داره که دوباره شروع کنه و نه به سراغ کار دیگه ایی میره هرچقدر بهش میگم که برو تو یه کارخونه کار کن میگه نمیرم با یکی از دوستاش چندتا دونه وسایل آوردن یه روز میرن اونا رو میفروشن چهار روز میخوابن تو خونه نمیدونم چه جوری قانعش کنم که بره سر کار خیلی کلافه شدم وقتی هم بهش میگم کل حرفهاش رو از من قایم می کنه با گوشی آروم حرف میزنه که من سراز کارش درنیارم.حدود 6 ماه پیش هم به مشکل بزرگی برخورد کردیم طوری که خونواده ها گفتن طلاق بگیرین ولی ما رجوع کردیم اما حالا هیچ کدوم از خونواده ها رفت و آمد ندارن باهامون من تنهایی میرم خونه پدرم اونم تنهایی میره خونه پدرش.الانم میترسم زیاد بهش بگم دوباره زندگیم از هم بپاشه. تو رو خدا هر کس راه حلی میدونه بگه ممنونم