2777
2789
عنوان

درد دل

112 بازدید | 13 پست

چطوری وقتی خیلی دلتون گرفته از کسی تایپش می کنید و به اشتراک میزارید 

اول که توی تایپ کردن اش سختمه بعدشم یه موقع نظراتم را اشنایی بخونه نگرانم

و الانم دلم خیلی گرفته از دور و وریا

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد... خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

اینجا نگو عزیز دل...اینجا یه تن عقده ای ریخته میان بدترت میکنن اینجا فقط بگو گل و بلبله 

فکر میکردم یه روزی دنیا رو تکون میدم حداقل رییس تشکیلاتی مثل مایکروسافت میشم سالها درس خوندم کتابای سیصد صفحه ای برنامه نویسی و ریاضی مهندسی و...مدرک گرفتم گفتن بیا برو تو مهد کودک بچه ها رو ببر جیش کنن ماهی ۳۰۰ تومن بگیر...

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

منم دلم گرفت امشب از شوهرم...ول نمیتوتم بگم چرا..چون دوس ندارم ب اشتراک بذارم...فال حافظ گرفتم بلکه ارووم شم اما نفهمیدم چی گفته..خیلی دلم گرفته..دلم میخواد برم برم برسم ی جای دور ک هیشکی پیدام نکنه..تنها زندگی کنم

میشکنم در خود..و تو حتی نمی آیی خرده های مرا جمع کنی..من تو را فریاد میکشم و تو سکوت را میپسندی...در میان همهمه ی این روزها ،چونان حشره ای کوچک اسیر باتلاق غم ها شده ام و مرا یارای بیرون کشیدنم نیست...این روزها ،ثانیه هایم چونان مردابی ست ک زندگی را یادش رفته است..دلم یک زندگی عمیق میخواهد نه زنده بودن محض..این روزها هرکسی جز تو مرا خوشحال می کند و من فراموش میکنم که دردی عظیم در خانه ی دلم آشیان کرده..و فراموش میکنم ک من یک زن هستم و تو خواهان زنانگی...درست زمانی که میدانم تو درمیان مردانگی های روزگار نامردترین مردانی....
ديگه اين چيزا مهم نيست اون موقع 

خب چرا الان برای من مهمه اطرافیان درد دلمو نشنوند که اگر اینطور می خواستم با خودشون صحبت می کردم

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد... خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
اینجا نگو عزیز دل...اینجا یه تن عقده ای ریخته میان بدترت میکنن اینجا فقط بگو گل و بلبله 

پس به کی بگم یکم خالی بشم از بغض 

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد... خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
منم دلم گرفت امشب از شوهرم...ول نمیتوتم بگم چرا..چون دوس ندارم ب اشتراک بذارم...فال حافظ گرفتم بلکه ...

به روز های خوبتون و لحظه های خوش تون فکر کن من وقتایی که دلم از همسرم میگیره اینکارو می کنم البته که باهاشم قهرم می کنماااا

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد... خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
پس به کی بگم یکم خالی بشم از بغض 

به خدا

هیچ کس نمیتونه کمکت کنه جز خدا همه آخی اوخی میکنن واست و تموم تازه اگه خوب باشن اگه عقده ای باشن میگن وااااا تو چه بدبختی ما خیلی خوشبختیم پس فقط به خدا بگو و رو پای خودت بایست

فکر میکردم یه روزی دنیا رو تکون میدم حداقل رییس تشکیلاتی مثل مایکروسافت میشم سالها درس خوندم کتابای سیصد صفحه ای برنامه نویسی و ریاضی مهندسی و...مدرک گرفتم گفتن بیا برو تو مهد کودک بچه ها رو ببر جیش کنن ماهی ۳۰۰ تومن بگیر...
به خدا هیچ کس نمیتونه کمکت کنه جز خدا همه آخی اوخی میکنن واست و تموم تازه اگه خوب باشن اگه عقده ای ...

❤️ به خدا که بدتره یه موقع گله و شکایتی هم می کنم و یهو میگیره چه کنم... حداقل دوستان خودمو مستفیض می کنند 😁😁😁

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد... خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
به روز های خوبتون و لحظه های خوش تون فکر کن من وقتایی که دلم از همسرم میگیره اینکارو می کنم البته که ...

خیلی میاد از دلم دربیاره خیلی سعی میکنه رابطه رو خوب کنه اما من ی عادت بدی ک دارم زود خوب نمیشه حالم و هیجوقت هم فراموش نمیکنم..ب نظرمن هیچکس ارزش اینو نداره ک حالمونو بگیره..وقتی ک فک میکنم ازدواج باعث میشه ادم تو زندگیش یکی رو وارد کنه ک خیلی وقتها ناراحت میشه از خودم متنفر میشم ک چرا اصلا ازدواج کردم..دلم میگیره چون همیشه فک میکردم ک سهم من خیلی بیشتر از ایناس..یجوری دلم گرفته ک حس میکنم تمام وجودم منجمد شده..

میشکنم در خود..و تو حتی نمی آیی خرده های مرا جمع کنی..من تو را فریاد میکشم و تو سکوت را میپسندی...در میان همهمه ی این روزها ،چونان حشره ای کوچک اسیر باتلاق غم ها شده ام و مرا یارای بیرون کشیدنم نیست...این روزها ،ثانیه هایم چونان مردابی ست ک زندگی را یادش رفته است..دلم یک زندگی عمیق میخواهد نه زنده بودن محض..این روزها هرکسی جز تو مرا خوشحال می کند و من فراموش میکنم که دردی عظیم در خانه ی دلم آشیان کرده..و فراموش میکنم ک من یک زن هستم و تو خواهان زنانگی...درست زمانی که میدانم تو درمیان مردانگی های روزگار نامردترین مردانی....
خیلی میاد از دلم دربیاره خیلی سعی میکنه رابطه رو خوب کنه اما من ی عادت بدی ک دارم زود خوب نمیشه حالم ...

خب نگذار.... اگر ادم منطقی هست بهش دقیق بگو از چه چیزی چقدر ناراحت میشی و چه چیزایی را نمی بخشی بار اول را ببخش ولی هر موقع تکرارش کرد سخت تر ببخش که بدونه تا چه حد ناراحتی ولی ببخش اگر نبخشی زندگی واسه خودت سخت میشه

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد... خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
خب نگذار.... اگر ادم منطقی هست بهش دقیق بگو از چه چیزی چقدر ناراحت میشی و چه چیزایی را نمی بخشی بار ...

خیلی میگم..ما تو زندگی خیلی باهم حرف میزنیم..مخصوصا من که اصلا ادم درونگرایی نیسام.شوهرمم تا ندونه چه مرگمه ول نمیکنه ولی خب همبشه ادما دلیل تراشی میکنن برا کاراشون ک دیگه ترجیح میدم نگم دردمو..چون بگم هم فایده ای نداره..هرچند ک امشب گفتم بهش اما خب توجیه همیشه راه دفاعیه ایشونه

میشکنم در خود..و تو حتی نمی آیی خرده های مرا جمع کنی..من تو را فریاد میکشم و تو سکوت را میپسندی...در میان همهمه ی این روزها ،چونان حشره ای کوچک اسیر باتلاق غم ها شده ام و مرا یارای بیرون کشیدنم نیست...این روزها ،ثانیه هایم چونان مردابی ست ک زندگی را یادش رفته است..دلم یک زندگی عمیق میخواهد نه زنده بودن محض..این روزها هرکسی جز تو مرا خوشحال می کند و من فراموش میکنم که دردی عظیم در خانه ی دلم آشیان کرده..و فراموش میکنم ک من یک زن هستم و تو خواهان زنانگی...درست زمانی که میدانم تو درمیان مردانگی های روزگار نامردترین مردانی....
خیلی میگم..ما تو زندگی خیلی باهم حرف میزنیم..مخصوصا من که اصلا ادم درونگرایی نیسام.شوهرمم تا ندونه چ ...

دلیل تراشی نکنه چه کار کنه فقط دفعه بعد اگر همون دلیل را اورد بگو دلیلت اصلا کاملا درست ولی می دونستی منو بازم ناراحت می کنی اگر ارزشی برات دارم دیگه نباید اینکار رو کنی.... واسه من که جواب داد شما هم انشالله درست مسشه نشد با مشاور مشورت کن 

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد... خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
دلیل تراشی نکنه چه کار کنه فقط دفعه بعد اگر همون دلیل را اورد بگو دلیلت اصلا کاملا درست ولی می دونست ...

میگم..میگه خب باشه معذرت میخوام دیگه ناراحتت نمیکنم..ولی چ فایده مردا زود فراموش میکنن قولشون رو.ممنون عزیزم

میشکنم در خود..و تو حتی نمی آیی خرده های مرا جمع کنی..من تو را فریاد میکشم و تو سکوت را میپسندی...در میان همهمه ی این روزها ،چونان حشره ای کوچک اسیر باتلاق غم ها شده ام و مرا یارای بیرون کشیدنم نیست...این روزها ،ثانیه هایم چونان مردابی ست ک زندگی را یادش رفته است..دلم یک زندگی عمیق میخواهد نه زنده بودن محض..این روزها هرکسی جز تو مرا خوشحال می کند و من فراموش میکنم که دردی عظیم در خانه ی دلم آشیان کرده..و فراموش میکنم ک من یک زن هستم و تو خواهان زنانگی...درست زمانی که میدانم تو درمیان مردانگی های روزگار نامردترین مردانی....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792