2777
2789

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اره گلم

۱۷

 سالم بود عاشق شدم

عاشق یکی از فامیل های مامانم

خیلییییی باهاشون رفت و آمد داشتیم یه شب از خونشون اومدیم دلو زدم به دریا و با خط ناشناس پیام دادم بهش و وانمود کردم که اشتباه گرفتم شماره رو

اون ول کن نبود ومیخواست منو ببینه 

باهاش قرار گذاشتم اما شب قرار گفتم من فلانیم 

وااااای نمیدونی چقدرررر قربون صدقم شد که من مدتهاس تو فکرتم و از این حرفها خلاصه پیامک و زنگ زدنامون ادامه داشت تا یکماه بعدش که گفت میخوام بیام خواستگاریت

منم ذوق زده به بابام گفتم وبابام گفت نننننه که نه

منم لجباز و گفتم یا این یا هیچ کس

روز موعود رسیدو بابامو به هررررربدبختی بود راضی کردم اما گفت محرم شین یه مدت اما عقد فعلا نه

منم گفتم اشکال نداره و محرم شدیم وبابام گفت خداکنه پشیمون نشی منم با غرور گفتم عمراااااااا

روزای اول همه چی خوب بود و من خودمو ملکه میدیدم درکنار شاهزاده ش

همیشه میگفتم عاشق شدم و بهش رسیدم

چند ماه بعد از محرمیتمون تولدش بود و خونه داشت برای خودش

به خواهرش گفتم میخوام غافلگیرش کنم گفت بیا من کلید خونشو بدم تو با کیک برو اونجا منم به به بهونه میگم بیاد اونجاو غافلگیرشه

منم رفتم غافل از اینکه چه چیزی در انتظارمه 

کلیدانداختم رفتم تو دیدم یه صدای مبهم از اتاق میاد رفتم درو باز کردم دیدم بععععععله آقا با صمیمی ترین دوستم توی بدترین شرایطه

دهنم قفل شد نمیدونستم چی باید بگم دستشو گذاشت روی دهنم فکر کرد میخوام جیغ بزنم با دیت دیگه شم دستمو گرفت

به هر بدبختی بود خودمو کشیدم بیرون و تا خونمون پیاده رفتم و گریه کردم و تا رسیدم خونه گفتم منو اون به درد هم‌نمیخوریم و رفتم‌خوابیدم صبح با درد دستم از خواب بیدار شدم رفتیم دکتر گفت دستت از دوجا شکسته

طرفای ظهر بود که زنگها شروع شد و کل فامیل با حرفای نامفهوم شروع مردن به بازخواستم اونجا فهمیدم جریانو برعکس تعریف کرده واسشون

دانشجوی پزشکی و فوق لیسانس مهندسی شهرسازی و لیسانس ریاضی محض هستم/ کلا بیکار بودم و فقط رفتم درس بخونم😂😂😂😂 منتظر یه اتفاق قشنگم که میدونم به زودی اتفاق میفته🌹🌹🌹🌹عشق من، ماه من، تموم زندگیم برای داشتنت ۷ سال که هیچ؛ ۷۰ سال هم شده صبر میکنم، تو فقط باش، باش تا باهم زندگی بسازیم،مااااااه قشنگ من تو زیباترین و خاص ترین موجود روی این کره خاکی هستی، بعد از خدا پرستیدنت برای من به دور از عقل نیست، انقدررررررر عاشقت میمونم که جایگزین عشق لیلی و مجنون بشیم با این تفاوت که لیلی برای مجنون جون میده، دلم میخواد داااااد بزنم؛ اسمتو فریاد بزنم❤️❤️❤️❤️❤️خدایا خودت کمک کن🙏🙏🙏
اره گلم

قسمت دوم

خلاصه من رفتم دانشگاه و از هرررررچی پسر بود متنفر شدم

یکی از پسرای کلاسمون از روز اول مدام نگام میکرد حثسعی میکرد حرف بزنه باهام‌و شده بود رابط دانشجوها ودانشگاه

شماره هارو گرفت که برای کلاسا اطلاع رسانی کنه

اونموقع تل و این چیزا نبود

من افسرده شدم ومدام گریه میکردم 

یه شب بهم پیام داد میشه بپرسم چرا انقدر پریشونین گفتم به تو چه و دیگه جواب ندادم

خیلیییییی سمج شد و یه روز نمیدونم چرا اما فکرکردم باید باهاش درد دل کنم و بهشون توضیح دادم

اونم شروع کرد به کمک کردن بهم که فراموش کنم گذشته رو

همه میگفتن بابا فلانی دوست داره و توی دانشگاه تابلو شده اما من میگفتم بره بمیره فقط به درد دلداری میخوره

همینجوری ادامه داشت تا یه پیام بهم داد گذشته هارو فراموش کن و برای آینده قبول میکنی بشم همسرت؟؟؟

منم زدم خیلییییی شوخی مزخرفی بود گفت نه به خدا میخوام بیام خواستگاریت

گفتم گذشتم چی؟؟ تنفرم نسبت بهت چی؟؟ وااای اصلا بدم میاد ازت

گفت کاری میکنم عاشقم شی

و راست میگفت من عاااااشقش شدم بدونه اینکه بفهمم

یه شب به خودم‌گفتم اونی که عاشقش بودم اینجوری خیانت کرد و بیام اینو امتحان کنم بهش گفتم نمیخوامت (بعد از دوسال) و خطمم خاموش کردم

انقدر اومد جلوی در خونمون اما گفتم نه نمیخوامت

خونمونو عوض کردیم و گفتم اگه قسمت هم باشیم سرنوشت بهم میرسونتمون

یکسال و‌چند ماه گذشت یه روز توی عابر بانک یکی از پشت صدام زد برگشتم دیدم خودشه😍😍😍

اونجا بود که گریه کرد گفت جز تو نمیتونم به کسی فکر‌کنم برگرد

دانشجوی پزشکی و فوق لیسانس مهندسی شهرسازی و لیسانس ریاضی محض هستم/ کلا بیکار بودم و فقط رفتم درس بخونم😂😂😂😂 منتظر یه اتفاق قشنگم که میدونم به زودی اتفاق میفته🌹🌹🌹🌹عشق من، ماه من، تموم زندگیم برای داشتنت ۷ سال که هیچ؛ ۷۰ سال هم شده صبر میکنم، تو فقط باش، باش تا باهم زندگی بسازیم،مااااااه قشنگ من تو زیباترین و خاص ترین موجود روی این کره خاکی هستی، بعد از خدا پرستیدنت برای من به دور از عقل نیست، انقدررررررر عاشقت میمونم که جایگزین عشق لیلی و مجنون بشیم با این تفاوت که لیلی برای مجنون جون میده، دلم میخواد داااااد بزنم؛ اسمتو فریاد بزنم❤️❤️❤️❤️❤️خدایا خودت کمک کن🙏🙏🙏
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز