اولین شبیه ک جدا از هم میخوابیم، دلیلشم اینه برای اولین کاری کرد و ب من نگفته میخام. ادبش کنم دیگه از کارا نکنه
کار خاصی هم نکرده ها رفته ی گام گرفته ک من مخالف بودم دلیلشم اینه میترسم دخل و خرجمون برای قسطاش بهم نخونه بچم کوچیکه خیلی خرج داره خب
الان من و بچه 4 ماهم خوابیدیم نگی پذیرایی انگار ن انگار رفتم بالشتو برداشتم اوردم ککشم نگرید مر هم اینقدر گاووووو🐂
گف ببخشید فهمید اشتباه بوده ولی اینا فایده نداره میشناسمش اگه کوتاه بیام یاد میگیره
میخام یهکار کنم دیگه از این کارا مکته ت خاطرش بمونه
چکار کنم