2777
2789
عنوان

غذا نخوردن

| مشاهده متن کامل بحث + 186 بازدید | 24 پست

امروز داشتم به این فکر میکردم بدم شوهرم ببردش خونه مادرم اینا چند وقت پیش اونا باشه چون معزم دیگه نمیکشه ظرفیتم تکمیله تکمیله تا نمیخوره سریع قاطی میکنم هم اونو عذاب میدم هم خودم دارم نابود میشم

محکم بشین دلم این دور اخره

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

نه عزیزم شیرخشکیه به شیرخودم حساسیت شدید داشت از ۵ماهگی قطع کردم تازه به لبنیات و ی سری غذا و ایناام ...

بازم این بابت خوبه شیر خشکیه میتونی بذاریش پیش کسی من ک اصلاااا شاید فوقش دوسه ساعت بتونم بذارم پیش کسی

بازم این بابت خوبه شیر خشکیه میتونی بذاریش پیش کسی من ک اصلاااا شاید فوقش دوسه ساعت بتونم بذارم پیش ...

نه من چون مادرم خیلی میاد خونمون یا ما زیاد میریم بچم کلا به بابا مامانمم وابستست به اوناام میگه مامان بابا بعد اونا صبورن باهاش بازی میکنن بابام همش میبردش بیرون نمیدونم شاید گفتم ی مدت بره پیش اونا احساس میکنم احتیاج به روانشناس دارم 

محکم بشین دلم این دور اخره
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز