سلام
من یه دوست داشتم زیاد صمیمی نیستیم یه رابطه فامیلی دور هم داریم
امروز زنداییمو دیدم گفت مامان دوستت رو فهمیدی گفتم نه گفت رفتن مسافرت سکته میکنه و بعد میگن تومور داره و باید عمل شه
امید دکترام زیاد نیست😔
از اونموقع خیلی خیلیییی ناراحتم هم دوستم هم مامانش گناه داره همش چهرش میاد تو ذهنم گریم میگیره
خیلیا میگن از اینجا حاجت میگیریم
به حق این شبا برا مامان دوست منم دعا کنید تونستین حمد بخونید برای شفاش
امروز که اینو فهمیدم نشستم فکر کردم دیدم چقد ناشکری میکنم همین که سایه پدر و مادر بالاسرمه سالمن خودش یه دنیاس❤
خدا پدر و مادرتون رو حفظ کنه اگرم فوت شدن روحشون شاد❤
مرسی از همتون
پ ن: پست اول نوشتم نگین حال نداشتم بخونماااا😬😐
با تشکر🙋🏼♀️