خیلییی خوب بود بنویس بازم
عزیزم میدونی من مشکل زیاد دارم در ارتباط با پسرا که همشم میدونم بخاطر خلا درونیه که دارم و دوس نداشتن خودمه.. دارم تلاش میکنم تو این مورد
ولی یه چیزی که خیلی رو اعصابمههه وجود ی اقایی که ما چند سال پیش تو دانشگاه با هم کار کردیم الان 6 سال از این موضوع میگذره ولی از ذهنم بیرون نمیره بهم توجه میکرد ولی رابطه عاطفی بین ما شکل نگرفت
الانم ادمای دیگه میان و میرن تو زندگیم ولی همیشه ته ذهنم این اقا هست با دوستم ک مشاوره حرف زدم گفت باید بهش ابراز علاقه کنی تا این گره ذهنیت از بین بره
من نمیخام همچین کاری بکنم به غرورم برمیخوره از روابط اون اقام باخبرم اصلا کار درستی نیس
مثلا در طول روز شاید بگم هزار بار میاد تو فکرم تا ب خودم میام میبینم دارم باهاش حرف میزنم
خسته شدم میخام از ذهنم بره خلا ایجاد کنم که ادمای جدید بیان