اینقد خاله هام مسخرم میکردن..رشتت خوب نیس..دانشگاه ازادی هسی..هیچی نمیشی..ب هیچ جا نمیرسی..ی قرون پول نداری وضع مالیت خرابه چجور میری ازاد..بچه های ما مهندسن فلانن زرنگن..درحالی ک منم زرنگ بودم..10سال گذشته از اونروزا امروز میبینم ک خیلی ناراحته از شرایط بچش چون بیکاره ..ولی من شغل خوب پیدا کردم و هرروز موفق تر از دیروز..یجورایی حس کردم زمین واقعا گرده..خدا دستتو بگیره میری بالا..چرخ زندگی چنان چرخید ک خودم هم نفهمیدم چجوری..ما اومدیم بالا!چقد زندگی غیرقابل پیش بینیه..اینقد همدیگ رو مسخره نکنیم اینقد بهم پز ندیم ک چوب خدا صدا نداره💗💗