2777
2789
عنوان

کیا اینجوری ان؟

87 بازدید | 4 پست

من کلا دوس دارم هر کی میاد خونمون خودم همه ی کارها رو انجام بدم ازش پذیرایی کنم اصلا هم انتظار ندارم مثلا اون طرف پاشه ظرفامو بشوره کمک کنه پذیرایی کنم و...فرقی هم نداره خانواده خودم باشن یا خانواده همسرم. واقعا هم از پس کارهام برمیام و اصلا ازین کار لذت میبرم،اما خانواده شوهرم اینجوری نیستن مثلا دوس دارن عروساشون دائم دو و ور مادرشون باشن با اینکه مادرشون سرحاله،من نمیخوام به خاطر اون ها خودم رو تغییر بدم و یکی دیگه باشم و البته شوهرمم بهم میگه هر طور خودت فکر میکنی درسته رفتار کن و اصلا نیاز نیست کار کنی به ندرت پا میشم کمک می کنم،البته اینم بگم که خیلی خیلی کم برای شام و ناهار می مونیم که مجبور نباشم پا شم،شاید دو ماه یه بار،چون متاسفانه توی این موارد طرز نگاه هاشون معذبم میکنه،شما چکار میکنید توی موارد این مدلی؟ تجربه ی مشترک دارید

من دوس ندارم کسی میاد خونم تو زحمت بیوفته و کمک کنه 

ولی خودم مهمونی برم کمک میکنم نمیگم کوزت بازی در میارما ن در حد جمع کردن سفره کمک میکنم

گروه نارنجی تاریخ شروع 1۴0۱,02,10 وزن 76,900                                 هدف 60                        ‌                          75,150🧡

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

عزیزم الکی خودت مشغول کن. مثلا من میرم اروم اروم سبزی میریزم تو بشقاب‌ یا ماست خیار کاسه میکنم...اینجوری فکر میکنن در حال کمکم

روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز