٥ساله عقد هستم شرايط جور نبوده كه برم تو زندگي اين اخيرا مشكلاتي پيش اومد كه تا پاي طلاق اونم دو بار رفتيم خيلي حرمت ها شكسته شد الانم دو طرف با خانواده ها قطع ارتباطيم دفعه اخر دادگاه قرار شد شرايطي تعيين بشه براي مهريه تا جداشيم ولي اون يهو برگشت و گفت زندگي ميكنه الان برگشتيم ولي خب باهام خوبه ميشه گفت مهربونه محبت ميكنه بهم ولي خيانت مجازي زياد داشته هر بارم كه به روش ميزنم باعث ميشه هر چي ديد بگه اين اتفاقات اخير و جنگ ها هم بيشتر بهانه دستش داده كه سرپوش بشه برا كاراش نميدونم چيكار كنم فكر ميكنم فقط دارم خودمو گول ميزنم و اون دوسم نداره برا مهريه اومده مجبوره نميدونم دلم به چي خوشه