اره بخدا همش باشوهرم مرور میکنم میگم یادته فلان کارو میکردیم
شب کنکورم از دست شوهرم ناراحت بودم بهش گفتم دوستت ندارم پشتش ب من بود فکر کردم داره گریه میکنه اخه میلرزید بعد دیدم تشنج کرده
چ شبی بود اورژانس اومد تا صبح بیدار بودم بالاسرش
دراین حد دوسم داشت