2777
2789
عنوان

خانواده شوهر

58 بازدید | 3 پست

درهفته یک روز هممون میریم خونه پدر شوهر 

امروز خیلی عصبانی شدم دیگه من دوتا بچه کوچیک دارم همش باید مواظب شون باشم

بچه برادرشوهرم همسن دخترمه ولی پررو وقلدر بعضی مواقع میاد میزنه دخترمو دختره منم ک فقط گریه ونق نق هرچی هم من میگم بهشون باهم دعوا نکنید فایده نداره جاریمم ک اصلا انگار نه انگار اصلا براش مهم نیس اصلا بچشو نگاهم نمیکنه

منم برام سخته همش یا باید مواظب اون باشم یا مواظب بچه دیگم که اونم بهونه گیره

ازاین به بعد تصمیم گرفتم نرم اونجا وقتی همه اونجا جمعن؟؟

بنظرتون راه دیگه ای هم هست؟چرا برم هم خودم هم بچها اذیتیم

دفعه آخرم که با ناراحتی خداحافظی کردم زنگ زدم شوهرم بیاد دنبالم مادرشوهرم گفت کجا؟

گفتم بچها دیگه بیشتر ازاین نباید پیش هم باشن



چکارکنم؟؟

بچن ...بخاطر بچه‌اینکارو‌نکن فردا حرف میاد پشت سرت

درمهربانی همچون باران باش که در ترحمش علف هرز و گل سرخ یکی است ...اینجا همه مجازین چه خوب باشن چه بد تا یک ساعت دیگه که تو به روزمرگی هات برسی اونا از یادت میرن ...ادب نشانه شخصیت انسانه پس با انسانی که ادب نداره بحث نکن ...اینجا عده ی زیادی هستن که میگن ما انسان دوستیم ولی به هرچیزی که مطابق میلشون نباشه توهین میکنن...به کسی که تو ۱۷ سالگی ازدواج کرده میگن بدبخت و بیچاره و چون مجبوره داره تظاهر به خوشبختی میکنه ...اینجا آدمها با حرفای قلمبه سلمبه هرچی دلشون میخواد بهم میگن ولی در نهایت مجازین و حقیقی نیستن ...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792