کم خودم دلتنگ بودم دیدم یه خانومی خیلی گریه میکنه بعد باهم حرف زدیم گفت نوه ام دوسالشه سرطان کبد داره سه ماهه تو تهران توبیمارستانه فردا شیمی درمانی میشه اومدم شفاشو بگیرم وای همش جلوچشمه فقط براش دعامیکنم چه دردی میکشه مادرش با گریهای بچش..بیاید براش دعاکنیم تو این شبا