اوایل خواب دیدم من و مادر و برادرم با ماشین میگردیم بعد میری ی جایی غذا بخوریم من با ی پسر دعوام میشه و بعد ی دفعه دیدم توی آب هستم کلی اسکلت انسان و خود تمساح هست شغلم غذا دادن به اونا بود 2 یا 3 نفرم با من بودن ی دفعه یکی از اونها خورده شد توست نهنگ بعد از آب اومدم بیرون بعد دیدم که یکی داره برام تعریف میکنه توی ی شهر بچه هایی که مدرسه میرن باید والدینشون زودبیان وگرنه ی پیرزن به اونا میرسه و اونا رو میبره من بدبختم ی بچه شدم دیدم کسی دنبالم نمیاد به یکی گفتم منو برسونه داشتیم میرفتیم ی دختر اومد جلو جیغ و داد میزد ی دفعه دیدم یه پیرزن ترسناک دنبالمون و این کلمه رو آورد نیونی فک نکنم کسی تعبیرش کنه😐