1373
1363
عنوان

من خودم را دوست دارم

5586 بازدید | 311 پست

سلام دوستان عزیزم، چند وقت پیش ما یک تاپیک عالی داشتیم به نام "دنبال باورهای جدیدی هستم برای رشد خودم".

تاپیک خیلی عالی پیش رفت اما بینش سه سال فاصله افتاد و بازدیدش کم شد، مطالب خوب رو اینجا منتقل میکنم و اینجا ادامه می دهیم.

مانیفست ما این هست:"زنان به مراتب بیشتر از مردان با یکدیگر همدردی نشان می دهند و خود را در آلام و مسائل همجنسانشان دخیل می بینند، زنان بدون هیچ رابطه قلبی و در واقع صرفا بر اساس زن بودن با سایر زنان ارتباط کلامی برقرار می کنند و غریبگی در مقابل حس خواهر بودگی رنگ می بازد و باعث مشارکت عاطفی زنان برای فائق آمدن بر وضعیت ناگواری می شود که از جنسیت آنان بر آمده است."

"بسم الله الرحمن الرحیم"

تاپیکی جدید متولد می شود......

چند وقته چند تا کتاب و سخنرانی گوش میدم،در رابطه به باورهامون. میدونید که رفتار ما،نشات گرفته از باورهای ماست.یک مثال میزنم مثلا کسی که باور داره تو زندگی مشترک همه کارها و بارها رو باید به دوش بکشه تا همسرش ازش راضی باشه،رفتار متفاوتی داره با کسی که باور داره فقط پنجاه درصد بار و مسئولیت روی دوش اون هست،و همسرش هم وظایفی در قبال اون داره. همه میدونیم که ما باورهامون رو از پدر و مادر و اطرافیانمون گرفتیم،ولی اینجا امکان این رو داریم که باورهای مفید و سازندمون رو باهم به اشتراک بگذاریم و چیزهای جدیدی یاد بگیریم. هرکس دوست داره روی باورها و تغییر عملکرد و رفتارش کار کنه بیاد اینجا.

مثلا من در گذشته باور داشتم هرچی همسرمون میل داشته برای صبحانه و ناهار، باید همون باشه، چون اون میخواد و اون باید راضی باشه از من. ولی امروز باور دارم که من هم یک انسان هستم، و گاهی به یک غذا میل دارم، یا به یک غذایی میل ندارم. امروز باور دارم که میتونم در کنار غذایی که باب طبع همسرم هست، من هم غذای خودم رو داشته باشم، و اینکه اصلا باور دارم که گاهی همسرم باید با میل غذایی من مطابقت کنه. با تغییر باورم، رفتارم هم عوض شده. و الان بیشتر خودم رو دوست دارم.

من باور دارم که دیگران رو نمیتوانم تغییر بدم،و تنها روی خودم،افکارم،احساساتم و باورهام میتوانم تغییراتی انجام بدم تا به تبع اون،رفتار دیگران با من تغییر کند.من مسئولیت صد در صد رفتار دیگران را در قبال خودم می پذیرم و با تلاش و دانایی به دنبال بهبود شرایط هستم.

مناسب‌ترین تورها ویژه فصل پاییز در علی‌بابا

همه ما آدم های خاص و موفقی رو توی زندگیمون دیدیم، بیاین بگین این افراد،چه طرز برخوردی دارن،چه رفتاری دارن که آدم خاص و موفقی شدن.اینجوری میتونیم باورهاشون رو دربیاریم،با باورهای خودمون و عقاید و شرایطمون محک بزنیم بعد اگه باورشون رو صحیح دیدیم،با باورهای خودمون جایگزین کنیم.اون موقع رفتار جدیدی از ما ظاهر میشه که نتیجه اش موفقیت بیشتر هست.

1350

ما تمام باورهامون رو از دیگران و اطرافیان گرفتیم. ما مجموع باورهای پنج نفری هستیم که بیشترین تماس رو باهاشون داریم. همیشه انسان ها باید دنبال رشد و یادگیری، به چالش کشیدن خودشون و جایگزین کردن باورهای بد با بهترین و زیباترین باورها باشن. قرار نیست من کس دیگه ای باشم. قراره خوبی هارو از آن خودم کنم و بدیهامو دور بریزم. قرار هست فردا من از امروز خودم بهتر باشم.

من باور دارم که با هرکس نباید مثل خودش برخورد کرد. پس من کجا هستم؟ شخصیت منحصر بفرد من کجاست؟ من باور دارم اگر کسی به من بی ادبی کنه،نشان از شخصیت و تربیت بدش هست.باور دارم تنها کاری که میتونم بکنم تذکر اینکه این کارتون صحیح نبود و کم کردن توجه و رفت و آمدم با اون انسان هست. من باور دارم وظیفه تربیت اون آدم و اصلاح رفتارش و سرجاش نشوندن از وظایف و کنترل من خارج هست و با اینکار فقط خودم رو اذیت میکنم.

من باور دارم نباید کامل و منحصر بفرد باشم تا بتونم دوست داشتنی باشم.من با تمام ویژگی ها و نقص هایی که در جهت رفعشون می کوشم کامل و دوست داشتنی هستم. من باوری به کمال گرایی افراطی ندارم.

من باور دارم که میتونم حق و حقوقم رو بدون دعوا،سر و صدا،جیغ و گریه بگیرم. من یک انسان بالغ هستم و برای رسیدن به اهدافم کودکانه عمل نمیکنم.من باید مناسب سن، جایگاه اجتماعی و شخصیت خانوادگی ام رفتار کنم.

1376

دیدید بعضی ها در صلح عمیقی با خودشون به سر میبرن؟ زیاد اهل ادعا و حرف زدن و به کرسی نشوندن حرف خودشون ندارن؟ با دیگران کاری ندارن و کارهای دیگران رو مدام نقد نمیکنن؟ اینها همون کسایی که هستند که خودشون رو دوست دارن و با خودشون به تفاهم رسیدن. آرامش ظاهرشون، نشان از صلح درونشون هست.

باور به پخت غذاهای چرب و اینکه غذا باید فقط خوشمزه باشه رو من از خانوادم گرفتم، ولی بعد مطالعه و دیدن روش های سالم خوری دیگران، به این باور رسیدم که غذا باید سالم باشه. فقط یک کلمه عوض شد توی باور من. غذای خوشمزه تبدیل شد به غذای سالم. ولی کیفیت زندگی و سلامتیمون به نحو عجیبی عوض شد. دوستای خیلی خوبی پیدا کردیم که با باورهای جدیدمون همخوان بودند.

همه ما میدونیم چی درسته و چی غلط. ولی انجامش نمیدیم. همه ما میدونیم سحرخیزی خوبه، ورزش خوبه و ... اما صرف دونستن اونها، بهشون عمل میکنیم؟ نه ما باید باور کنیم که سحرخیزی خوبه، ما باید اراده کنیم، ما باید درونی کنیم این رفتار رو. ما باید عمل کنیم. ما باید موانع ذهنی برای عدم انجام هدفمون رو پیدا کنیم. شناسایی و رفع کنیم. باید جرات انجام کار رو داشته باشیم. تمام اینها یک پروسه زمان بر و وقت گیر هست.

این خود ما هستیم که یک باور رو خلق میکنیم، بعد سرسختانه برای محافظت ازش میجنگیم. بعضی باورهای صحیح رو شرع، عرف و قانون تعیین کرده که روی اون بحثی نیست. ولی بعضی باورها نسبی هست که زائیده تفکرات و تصورات خودمون هست مثل همین میزان استقلال زوجین در زندگی. باور خود من اینه که علاوه بر مسافرت های دوتایی،اگر شرایطی برای سفر تک نفره پیش بیاد باید ازش استقبال کرد. ما خانم ها یک سری نگرانی هایی داریم که زائیده باورهای مادرها، مادربزرگ ها و .... هست. باورهایی که شاید در دنیای امروزه محلی از اعراب نداشته باشه.

باور ایستادگی جلوی یک مرد، فقط یک افسانه است. ما خانم ها برای ایستادگی خلق نشدیم. ما خانم ها زیبا و ظریف آفریده شدیم تا با تکیه بر ظرافت های زنانه مون مرد رو عاشق و همراه خودمون کنیم.

1378

دوست داشتن خود بهترین حسی هست که انسان میتونه تجربه کنه، حتی زیباتر از اینکه کس دیگه ای دوستت داشته باشه. حس غنای درون میاره. برای اولین قدم،خودت رو ببخش،برای همه کم کاریها و اشتباهاتت،برای تمام خاطرات بدی که ساختی یا برات ساختن. بگو که آگاهی من در اون موقع اون بوده. بگو اگر آگاهی امروزت رو داشتی کارهای دیروزت رو نمیکردی. بنویس و بنویس و بنویس تمام ناراحتی ها و ناکامی هارو. بعد همه را پاره کن و خودت رو ببخش. این کمی از بار روی دوشمون کم میکنه. بخشش خود،باعث دوست داشتن خود میشه.

دوستانی که میتونن از باورهای زیباشون بگن برامون بیان و بیان کنن. باورهایی که باعث رشد و موفقیتشون شده. بیاین از صلح درونیتون به ما بگین. از حس و حال خوبتون. از موفقیت هاتون. من میام و اینجارو میخونم. لطفا شماهم بیاین.اینجارو به علاقه مندی هاتون اضافه کنید.

دوستان میخوام یک تمرین از کتاب شفای زندگی لوییز هی بگذارم. تمرین آینه برید جلوی آینه و مستقیم توی چشم های خودتون نگاه کنید و نام خودتون رو بگید و این جمله رو تکرار کنید من تو را دقیقا همانطور که هستی دوست دارم و می پذیرم. ما از بچگی جلوی آینه رفتیم تا از خودمون انتقاد کنیم با این کار خودمون رو تایید و تحسین میکنیم و باور جدید دوست داشتنی بودن رو به خودمون انتقال میدیم. و یک علت دیگر تمرین آینه اینه که همیشه کسایی که از ما انتقاد کردن مستقیم توی چشم ما نگاه کردن و یک پیام منفی به ما دادن، حالا ما با نگاه به چشم هامون یک پیام مثبت میدیم به خودمون.

یک باور سمی و مهم که همه ما داریم و می خوام از کتاب دکتر لازاروس بگم براتون این هست:" همسرت باید عاشق والدین و خانواده ات باشد".

این یک باور غلط هست. من با همسرم ازدواج کردم و عاشق اون شدم،نه خانواده اش. من باور دارم که در قبال خانواده همسرم فقط وظیفه دارم به اونها احترام بگذارم، نه اینکه عاشقشون باشم. من باور دارم که باید با خانواده همسرم خوب رفتار کنم.من باور دارم یک رابطه خیرخواهانه و رفت و آمد معقول بهترین راه هست. من باور دارم همسرم و خودم احتیاج داریم که گاهی تنها به منزل پدر و مادرمان برویم. من باور دارم که گاهی ما و خانواده های ما احتیاج دارند با فرزندانشون بدون حضور عروس و داماد خلوت کنند.من باور دارم گاهی می تونم بدون همسرم شب به خانه والدینم بروم و یک شب میل دوران قدیم با پدر و مادر و خواهران و برادرانم خوش بگذرانیم و متقابلا این حق رو برای همسرم هم قائل هستم. گاهی این کار روحیه انسان رو تازه میکنه. اینجوری نه پدر و مادر من،و نه پدر و مادر همسرم احساس نمی کنند که فرزندشون از اونها گرفته شده.من باور دارم همسرم میتونه پدر و مادر من رو دوست نداشته باشه،حتی عملکردشون رو نپسنده،ولی همیشه باید احترامشون رو نگه داره.من باور دارم که وقتی مادر همسرم مهمون داره،میتونه از خدمات پسرش بهره بگیره،ولی من وظیفه ای در قبال اون ندارم. همینطور که در مهمانی های ما،همسرم وظیفه ای نداره. من باور دارم اگر کاری از سمت عروس و داماد برای مهمانی ها انجام شود لطف آنهاست. متقابلا هروقت هم من مهمان دارم مادر و خواهر همسرم وظیفه ای در قبال من ندارند.من باور دارم که این من هستم که اجازه میدهم دیگران چه رفتاری با من بکنند و چه توقعاتی از من داشته باشن.من باور دارم که ممکنه باور شما با توجه به موقعیت و شرایطتون با باور من متضاد باشه. من باور دارم که هرکس با توجه به شرایط خودش باید عمل کنه.

من باور دارم خانواده همسر برای درد دل کردن آفریده نشده اند. من باور دارم اگر با خانواده همسر درد و دل کنم و از مشکلاتم بگویم راه دخالت آنها را خودم باز کرده ام. من باور دارم خواهر همسرم جای خواهر من نیست و احتمال زیادی دارد که دنبال بهانه گیری از من باشد و من باید طوری رفتار کنم تا بهانه ای در رفتار و گفتار و کردارم به دست کسی ندهم،اگر نه مقصر خودم هستم.من باور دارم باید با همسرم جلوی خانواده اش بسیار محترمانه و با دقت رفتار کنم،چون خانواده همسر به رفتار عروس با پسرشان بسیار حساس اند و آماده بهانه جویی.من باور دارم خانواده همسرم اجازه ندارند هر ساعت و زمانی بی خبر به منزل ما بیایند. و اگر برای من ارزش هماهنگی قائل نشوند،من هم برنامه روزانه شخصی خودم را خواهم داشت.در برابر تمام حقوق خودم، من باور دارم باید حقوق خانواده همسرم هم رعایت شود. من باور دارم گاهی باید همسرم با خانواده اش تنها باشد. من باور دارم همسرم می تواند از وقت،پول،زمان و انرژی اش در حد معقول برای خانواده اش هزینه کند. من باور دارم که مادر همسرم،همسرم را دوست دارد. من باور دارم که گاهی باید از پول و زمانم برای خانواده همسرم هرینه کنم. من باور دارم که همیشه باید خیرخواه و مشوق خانواده همسرم باشم. من باور دارم که اگر از من کمکی خواستند در حدی که به برنامه روزانه خودم لطمه نخورد میتوانم به عنوان یک عروس کمک حالشان باشم.من باور دارم نگهداری از پدر و مادر همسرم با پول پسران و زحمت دختران میسر است،نه پول داماد و زحمت عروس. همین طور نگهداری از پدر و مادر خودم با پول برادران و زحمت من و خواهران میسر است. هرکس خودش پیشقدم علاوه بر اینها بشود از لطف اوست و طرف حسابش خداست،پس هیچ گونه توقعی از دیگران برای انجام زحماتش نباید داشته باشد.و در انتها من باور دارم که ممکن باورهای من صد در صد درست نباشد ولی تا حدی به حقیقت نزدیک است. من اینکه من میتوانم باورهای خودم را دنبال کنم و شما هم باورهای خودتان را.

1339
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1359
29
1297
1365
1349
1375
1366
1340
224
1356