2789
عنوان

سیسمونی😐

| مشاهده متن کامل بحث + 437 بازدید | 62 پست

خانمهایی که خانوادتون وسعشون نمیرسه سیسمونی بخرن،یعنی شوهراتون کمکی نمیکنن؟واقعا برام قابل هضم نیست یه مرد چجور میتونه بی تفاوت باشه

عشق با انگشت های کشیده پیانو مینواخت...من پا به پای پونه های وحشی میرقصیدم... باران می آمد...بهارنارنجها همه مست...هوا هوای تو بود...🍀
او ماکه بدمون نمیاد 😐

بنظر منم خوبه آدم یه‌چیزایی رو که لازم‌نداره با بقیه شیر کنه من پیرهن عروسم رو به‌جاریم و زن پسر خالم یکی از دوستام و دیشب به خواهرشوهرم قرض دادم وقتی بهش گفتم دیگه به‌کار من نمیاد برا خودت بر خورد بهش انگار

[کاربران آقا درخواست دوستی ارسال نکنند و در تاپیک های من پست نگذارند]

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



تخت پسر منه که 😅

خخخ عکس برعکس بود خخ مبارک باشه گلم

قلبمو شکست..روزها..ماه ها... بم بی توجه بود... کسی که عاشقش بودم..یروز که اصلا جواب زنگامو نمیداد بادوستاش پارتی گرفته بود...نوشتم:یروز توعصبی من بیخیال تو ناراحت من بیخیال توبی تاب من بی خیال یروزم نوبت تو میشه هی زنگ بزنی جواب ندم پیام بدی جواب ندم...اون زمان بهم پوسخند زد..چون میدونست چقد عاشقشم و مطمئن بود نمیشه من بهش بی توجه باشم...شروع شد ..اینبار هربار منو میشکست دیگه خودمو جمو جور نمیکردم...غرق بودم تو افسردگی تو غم 
خخخ عکس برعکس بود خخ مبارک باشه گلم

چون الان گرفتم برعکس شد دیگه ببخشید 😁

فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی    خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد
خانمهایی که خانوادتون وسعشون نمیرسه سیسمونی بخرن،یعنی شوهراتون کمکی نمیکنن؟واقعا برام قابل هضم نیست ...

من خودم خریدم نه از خانواده گرفتم نه از همسرم درحالیکه هیچ‌کدوم مشکل مالی نداشتن ولی برام سخت بود ازشون بخوام

[کاربران آقا درخواست دوستی ارسال نکنند و در تاپیک های من پست نگذارند]

من خودم خریدم نه از خانواده گرفتم نه از همسرم درحالیکه هیچ‌کدوم مشکل مالی نداشتن ولی برام سخت بود از ...

چرا سخت باشه؟؟؟

چرا سیسمونی رو باید طرف خانوم بدن ؟ این رسمو نمیفهمم واقعا؟


ماشاءالله لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم

بنظر من وظیفه پدر بچه هستش تهیه کنه این وسایل رو،دوست ندارید با شوهرتون هماهنگ کنید خانوادشون متوجه نشن کی خریده

عشق با انگشت های کشیده پیانو مینواخت...من پا به پای پونه های وحشی میرقصیدم... باران می آمد...بهارنارنجها همه مست...هوا هوای تو بود...🍀
چرا سخت باشه؟؟؟ چرا سیسمونی رو باید طرف خانوم بدن ؟ این رسمو نمیفهمم واقعا؟

من نه راحت بودم به خانوادم بگم نه به همسرم خودم خریدم

بنظرم درصورتی که خودم شاغل نبودم باید از اونا می‌خواستم 

[کاربران آقا درخواست دوستی ارسال نکنند و در تاپیک های من پست نگذارند]

من نه راحت بودم به خانوادم بگم نه به همسرم خودم خریدم بنظرم درصورتی که خودم شاغل نبودم باید از اونا ...

اخه وظیفه تمها شما نبوده تهیه کنید وظیفه همسرتونم بوده

عشق با انگشت های کشیده پیانو مینواخت...من پا به پای پونه های وحشی میرقصیدم... باران می آمد...بهارنارنجها همه مست...هوا هوای تو بود...🍀

من طرز فکرمو در مورد سیسمونی به همسرم گفتم

واینکه پدر و مادر لزوما به گردنشون وظیفه ای نیست برای تهیه سیسمونی

از خونواده شوهرم واسه هیچکاری توقعی نداشتم گفتم زندگی من و توئه

ماشاءالله لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم
من نه راحت بودم به خانوادم بگم نه به همسرم خودم خریدم بنظرم درصورتی که خودم شاغل نبودم باید از اونا ...

عزیزم خونوادتونو نمیدونم ولی به هر حال ایشون هم پدر بچه هستن خیلی بیشتر از شما وظیفه در قبال تأمین مالی فرزندتون

ماشاءالله لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم
اخه وظیفه تمها شما نبوده تهیه کنید وظیفه همسرتونم بوده

نمی‌دونم اون‌موقع دخترخالم هم باردار بود همش رو خالمینا خریدن 

منم نخواستم مث دخترخالم از خانواده بگیرم خودم خریدم

[کاربران آقا درخواست دوستی ارسال نکنند و در تاپیک های من پست نگذارند]

عزیزم خونوادتونو نمیدونم ولی به هر حال ایشون هم پدر بچه هستن خیلی بیشتر از شما وظیفه در قبال تأمین م ...

الان که صددرصد هزینه‌ها با اونه ولی معمولاً رسمه که سیسمونی بچه اول رو زن بخره

[کاربران آقا درخواست دوستی ارسال نکنند و در تاپیک های من پست نگذارند]

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز