2789
عنوان

سیسمونی😐

437 بازدید | 62 پست

یاخدا یه سرچ میزنم تو نت یه چیزایی میاره ک توخوابم نمیتونم تهیه کنم😐 یکم بفکر ما بی پولام باشن خب ..:| نوشته بود کمترین هزینه برای یک سیسمونی ۱۲ تا ۱۳ میلیون😐 وااا مگه جنگه

قلبمو شکست..روزها..ماه ها... بم بی توجه بود... کسی که عاشقش بودم..یروز که اصلا جواب زنگامو نمیداد بادوستاش پارتی گرفته بود...نوشتم:یروز توعصبی من بیخیال تو ناراحت من بیخیال توبی تاب من بی خیال یروزم نوبت تو میشه هی زنگ بزنی جواب ندم پیام بدی جواب ندم...اون زمان بهم پوسخند زد..چون میدونست چقد عاشقشم و مطمئن بود نمیشه من بهش بی توجه باشم...شروع شد ..اینبار هربار منو میشکست دیگه خودمو جمو جور نمیکردم...غرق بودم تو افسردگی تو غم 

خب عزیزم شما در حد توانت تهیه کن 

مجبور نیستی که

شکوفه های زندگی من، عزیزای دلم، ثروت و امیدای دل مامان نیایش، دختر قشنگ و معصوم من، یاسمین زیبا و پسر خوش اخلاق و نازم، محمد یاسین دلبرم مادر فداتون، تا ابد بمونین برام😘🥰😍

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



بستگی داره چی بخری  سرویس چوب ۴ تومنی ام هست  کالسکه ۱ تومنی ام هست

سرویس چوب😐 جا نداریم اتاق بچه ندریم ک فوقش یه تخت کوچیک 

قلبمو شکست..روزها..ماه ها... بم بی توجه بود... کسی که عاشقش بودم..یروز که اصلا جواب زنگامو نمیداد بادوستاش پارتی گرفته بود...نوشتم:یروز توعصبی من بیخیال تو ناراحت من بیخیال توبی تاب من بی خیال یروزم نوبت تو میشه هی زنگ بزنی جواب ندم پیام بدی جواب ندم...اون زمان بهم پوسخند زد..چون میدونست چقد عاشقشم و مطمئن بود نمیشه من بهش بی توجه باشم...شروع شد ..اینبار هربار منو میشکست دیگه خودمو جمو جور نمیکردم...غرق بودم تو افسردگی تو غم 

خب دیگه همه چی گرون شده ولی خب اگر بخوای غیر ضروری نخر فکر کنم ارزون تر هم بشه...من جارسم می گفت پول به سیسمونی دادن پول هدر دادن پولش بگیری طلا برای بچه بخری بزرگتر که شد به سلیقه خودش براش وسیله بخری بهتره...ولی خب من خودم به نظرم نمیشه

سرویس چوب😐 جا نداریم اتاق بچه ندریم ک فوقش یه تخت کوچیک 

عزیزم هر چی که تونستی بخر 

چرا سخت میگیرید

تو رو خدا این مسخره بازیا چیه آخه سردیس خواب بچه یه روزه میخواد چیکار

سرویس خواب به موقعش بگیر

چیزلی واجب و اساسی بگیر جتی اگرم‌پولداشته باشی خرج اضافه و الکی نکن

من پسرم آذر چهارسالش میشه هنوز سرویس خواب نداره تازه دارم براش برنامه میریزم


🌏یادمون باشه زمین گرده🌎

منم هیچی نخریدم. واجبه مگه

فقط واجبارو خریدم

دخترم اگر عاشق شد...حاضرم زندگی ام را بدهم تا اورا به عشقش برسانم!!   میدانی؟؟   اگر انتخابش هم نادرست باشد  رسیدن به عشقش خیلی بهتر از آن است  که سالها با مردی زندگی کند و عقده  گرفتن دستهای عشقش پیرش کند!
بچه بزرگتر بشه ده برابر باید هزینه کنی تختو کمد بخری . الان بگیری بازم بهترهد

بعضیا نمیتونن چها رپنج تومن هزینه کنن براسرویس خواب

با همین پول میشه کلی نیازای ضروری تر خرید

سرویس خواب که واجب نیست

همین خود ماها ۷۰درصدمون بچگیامون‌نداشتیم سرویس خواب

🌏یادمون باشه زمین گرده🌎

واجب ها ۲،۳ میلیون بیشتر نمیشه استارتر 

فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی    خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز