2777
2789
عنوان

دردِ دلم 😔

246 بازدید | 12 پست

من 15 سالمه امسال میرم نهم . سنم کمه تو سرچ های نتم نی نی سایتو پیدا کردم و فقط میخوام دردو دل کنم بعدش میرم و کلا نمیام چون میتونم از اسم اینجا تشخیص بدم که برای من و همسنو سالام نیست . مشکلم با خانوادمه اینکه منو نمیفهمن ! از پدرم شروع میکنم : هروقت گوشی دستمه میگه داری چیکار میکنیو و مدام ازم این سوالو میپرسه که خیلی اذیتم میکنه و حساس شدم . افراد همسنمو تو سرم میزنه و مدام مقایسه میکنه چون من کار خونه نمیکنم تواناییشو ندارم !! هرکس علاقه ای داره اتاقمو مرتب نگه میدارم اما اصلا خوشم نمیاد که اجبارم میکنن باید آشپزی کنی و فلانی فقط یه سال ازت بزرگتره یا نه غیر مستقیم با مامانم حرف میزنه میگن اره ماشالا ملیکا همه کاره خونرو خودش میکنه . وسایلی که میخوام سخت برام میخرن وضع مالی خیلی خوبی نداریم اما من میبینم که توانایی خرید فلان لباسو دارن اما نمیخرن !! برعکس برای برادرم از شیر مرغ تا جون آدمیزاد خرج میکنن چون اون بلده دادو بیداد کنه و من چیزی نمیگم و تهش گریم درمیاد و خیلی بد ناله میکنم 😞😞 یادمه یبار که مداد رنگی حرفه ای میخواستم اونم فقط سه رنگشو پدرم گفت نمیخرم مگه تو کیی که انقدر میخوای خودتو تو کلاس دسته بالا بگیری ؟؟ یا برای حجابم پی در پی ازم ایراد میگیره یا میگه چرا تو فلان مهمونی اون فامیل که همسنته انقدر غذا میخورد تو زرده زاری !! برعکس اینجور مواقع از حقم دفاع میکنه و منو مسافرت میبره اما نمیدونم چطوری هنوزم میگم پدر😔💔 !

مادرم فقط از اوضاع درسیم راضیه ولی اگر بگم بچه اون دوستت که تو کلاس ماست درس اونم خوبه زود جبهه میگیره که از تو بهتره ؟ و این برام بدترین چیزه ... هیچوقت یادم نمیره که فقط ۱۰ سالم بود کسیو که هیچکس محلش نمیداد برای حجابش تو سر من میکوبوند . یا منو میزد خیلی بد😞😓😓در باره مادرم اصلا نمیدونم چطور باید بگم ! مثلا من کفش آنلاین سفارش دادم فقط مونده پول واریز بشه میره بیرون زنگ میزنه الان فلان مغازه ام عکس این کفشرو ببین خوشت اومد بخریم سفارشتو لغو کن میگم وقتی من میخوام بخرم چرا انقدر اذیت میکنی نمیخوای بخری بعد عکسیم برام میاد که هیچ شباهتی به چیزی که دوست دارم نداره و قیمتش فقط ۲۰ تومن کمتره 😏😞خب خودمم ناراحت میشم بهش میگم نمیخوام ولی خییییییییلی حرصمو درمیاره چی بگم 😭😭😭؟؟؟ قول الکی میدن ، اگر یه چیز بخرم تندی میگه من برای خودم چیزی نخریدم برای تو خریدم ،اذیتم میکنن نمیدونم چی شد امسال حس میکردم عاشق  یکی از سال بالاییا شده بودم دوست داشتم بغلش کنم اون کنارم باشه یبار یکی از بچه ها چیزی خوند که گفته بودن کسایی که از همجنسشون خوششون میاد کمبود محبت دارن 😞

من چیکار کنم آخه ؟؟؟؟

هیچکس درکم نمیکنه و انقدررر جلوی دوستام خوشبخت بنظر میام که از نظر اونا کمترین غمی ندارم ولی داغونم 😞 فقط خداروشکر میکنم که مثل بعضی از همسالام به پسر مردم پناه نبردم .....

تورو خدا خودتونو جای من بزارید چیکار کنم 😞😞😞😞😞😞؟؟

دخترا من تو این چند سال کلی برای مربی و برنامه‌های مختلف هزینه کردم ولی هیچ‌وقت نتیجه‌ای که میخواستم نگرفتم.

یکی از دوستام فیتامین رو معرفی کرد و الان بعد از ۶ ماه واقعاً تغییر رو حس میکنم، حتی اطرافیانم هم متوجه شدن 😅

خوبیش اینه که هم تو خونه میشه تمرین کرد هم باشگاه. گفتم اینجا معرفی کنم شاید به دردتون بخوره ❤️

الهی ... 

ببین این مسائل رو همه در این سنین تجربه کردن . حالا کمتر و بیشتر 

شما هم مطمئن باش این روزها میگذره و حتی یک روز دلتنگ این سالها میشی 

فقط بدون تو دنیا هیچکس مهربون تر و دلسوزتر از پدر و مادر برای آدم نیست 

اما به هر حال هر آدمی یک سری نقصها داره و اشتباهاتشون رو بذار به حساب اون نقص ها . تا دوست نداشتن تو ... 

سعی کن تمرکز کنی روی درس و هدفت ... باور کن من همیشه حسرت اون سالها رو می خورم که مفت و بی هدف گذشت.... الان وقت ساختن آینده و تغییر شرایط هست

فقط ميتونم بگم پدر و مادر بدخواه اولاد نيستن اينو مني كه ازدواج كردم و دور افتادم ازشون فهميدم ...

اره دقیقااا ماهااا که میریم راه دور واقعا واسمون خیلی سخته حتی اگه بد باشن

یکم تو کار خونه کمک کن...برا آینده خودتم لازمه...سه سال دیگه میزی دانشگاه اگه شهردیگه قبول شدی و رفتی خوابگاه باید بلد باشی یه چیزی درست کنی جلوت بزاری!؟همیشه که تو این سن نمیمونی...باید یاد بگیری خلاقیت به خرج بدی یه کلمه میگی نمیتونم خلاص...اگه از الان به کار خونه بگی نمیتونم فردا پس فردا به مشکلات زندگیت درس و دانشگاهت چی میگی!!بنظرم بهتره شروع کنی رو پای خودت وایسادن...چه عیبی داره تو کار خونه کمک کنی...چیزی از ارزشهات کم نمیشه!!سعی کن خودتو تو چشم پدرومادرت کنی تا دیگه بهونه براشون نمونه که دیگرونو تو سرت بکوبن...

اره دقیقااا ماهااا که میریم راه دور واقعا واسمون خیلی سخته حتی اگه بد باشن

تا مجرد بودم ميگفتم الن بلن،دوس داشتم ازدواج كنم شهر دور برم نبسنمشون ولي الان مامان دير ج تلفن بده سكنه ميكنم از ترس،دلم پر ميكشه براي ديدنشون.

ادم تو يه سني فك ميكنه خانواده دوسش ندارن و بدخواهشن ولي بعد كه خودت ازدواج ميكني ميبيني چقد مهربون بودن و تو قدر نشناسي كردي

امضا ندارم،انگشت ميزنم  

عزیزم میشه گفت نصف بیشتر حرفات واحساساتتو همه ادما تو دوران نوجوونی تجربه کردن پس فکر نکن تو تنها این حسو داری.. 

دوم اگه به قول دوستمون کار خونه انجام بدی واسه بعدنت خوبه مثه یک تفریح بهش نگاه کن. اما برای دل خودت.. 

بعضی پدرمادرا هرکار کنی اخرشم میگن نه بقیه از تو بهترن. 

سوم اگه ابجی داری باهاش حرف بزنو خودتو خالی کن اگه نه یه دوست صمیمی که بهش اعتماد کرد.

چهارم رابطتو باخدا درست کن

ودراخر هرچی خودتو حساس تر بگیری بدتره. توقعتو از ادما بیار پایین اینطور توی دنیا کمتر عذاب میکشی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز