ی بار شوهرش بهم پیام داد کلییی و من زود بلاک کردم و حتی نگاه نمیکردم فقط اولش گفتم خیانت نکن به همسرت
و شب ک رفتم پیش دوستم غیر مستقیم بهش رسوندم ک باید مواظب باشی و صبح پاشدم دیدم دوستم زنگ زده به شوهرش از پادگان اومده و چاقو ب دست ایستاده خودش،من رفتم آرومش کنم ک گفت تو برو کاری بهت ندارم،مشکل از شوهرمه...
دوستم رفته بود گوشیمو چک کرده بود و پیاما رو دیده بود