باورم نمیشه که دیگه به من فکر نمیکنه😔
چقد راحت دوس داشتنامونو فراموش میکنیم
اذم بی ذوقی نیسنم ساده و بی شیله پیله ام
همیشه از بچگی از کلی قضایای ساده با ذوق و جزییات برا کسی مثع مادرم یا کسای دیگه تعریف میکرذم
الان چندروزه ساکت شدم حرف نمیزنم
بهم میگن چرا حرف نمیزنی
نمیدونن دیگه رمق و ذوقی نیس
گاهی این فکر به این حالتم اذیتم میکنه
چندروزه بهم محل نمیده چون خواست درحد سلام احوالپرسی بشه حرف زدنامون
منم خودمو دیگع کوچیک نکردم بیش از این
رفتم تو لاک تنهایی خودم
بی معرفت میدونه یه ماه دیگه تولدمه
و اون شب قطعا دلم شکستس از تنهاشدن😔