عزیزم الان هم من بهت میگم علاقه ش به عمت از رو بچگی بوده. چرا بدترین فکرا رو میکنی اخه
به نظرم اون داره از حسودی میترکه. من میگم به شوهر عمت هیچی نگو. حالا زندگی اونا به هم بخوره برای تو هم بد میشه
مطمئن باش بچه به دنیا بیاد اینقدر وقت گشت و گذار ندارین که با عمه ت برین بیرون
سعی کن تمرکزت رو محدود کردن رفت و امد باشه
به عمه ت بگو دوس ندارم با تو رفت و امد کنیم همش یاد حرفات میفتم
اصن باهاش دعوای سخت بگیر جوری دعوا کن که دیگه نتونه باهاتون بیرون بیاد
تهدیدش هم بکن که به شوهرش میگی
ولی نگو