از دخالت های خانواده شوهرم از وسط زندگیم بودنشون ولی ادای روشنفکری هاشون خسته ام . به بچه ام امروز یه۶کلنه گفتم مامان چرا ازصبح حرف گوش نمیدی و تو شلوارت جیش کردی انگ بی حوصلگی و عصبی بودن خوردم . همسایه ایم با خواهرشوهر ها و خاله شوهرم . هرکار برای خالشون می کنن بچشو تر و خشک می کنن و .... ولی فقط خرحمالی و حرف مفت شنیدن مال ماست