2777
2789
عنوان

از دستپختم حالم به هم میخوره

267 بازدید | 13 پست

از وقتی حامله شدم اصلا دستپخت خودمو نمیخوام از خونم بدم میاد حالم خیلی بده فک میکنم تو خونم بو میاد زور به دلم میاد ولی گلاب به روتون بالا نمیارم

آخی طبیعیه خب تو چهارماهگی که بری خوب میشی 

میشه لطفا برای شادی روح پدرم،پدرشوهرم،خواهرزادم و پدرش یه صلوات مهمونم کنید؟❤..............................خدای من نمیدانم گاهی کجای دنیا گم ات میکنم در هیاهوی بازار … در خستگی هنگام نماز ! در وسوسه های نفس ام… نمیدانم…. اما ، گاهی تو را گم میکنم مثل کودکی که در بازار دستان مهربان مادرش را رها کرده به تماشای عروسکی مشغول است…! بعد میبیند مادرش نیست و هیچ عروسکی او را خوشحال نمیکند…! 💙💙💙💙💙💙درمانگر طب فشاری هستم،اصلاح مفاصل وماساژ پیشرفته سوالی داشتید درخدمتم 😊😊

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

جدی ؟  انشاالله که سالم باشه ولی دختر سخته بزرگ کردنش تو این جامعه پسر میخوام

منم همین بودم خونه بوی گند میداد... دستپختم انگار زهر بود تازه بهتر شدم تحمل کن

خدایا شکرت ب خاطر دو گلی که بهم دادی. مراقب همه نی نی ها باش ودامن همه منتظرا رو سبز کن

من اینجوری بودم ولی خوب نشدم تا خود روز زایمان همین بودم با این تفاوت که بالا هم میاوردماز دسشویی و حمام و هر چاه فاضلابی که میدیدم حالم به هم میخورد و میاوردم بالا 

غذایی دلم میخاست خودم میپختم حالم ازش به هم میخورد شوهرمم بلد نبود بپزه شهر غریبم بودیم کسی نبود کنارم واقعا روزای وحشتناکی بود 

برنج مونده رو با گوجه میخوردم چون مونده بود حالمو بد نمیکرد و کباب که شوهرم بلد بود درست کنه

السلام علیک یا ربیع الانام و نضرةالایام                          سلام بر تو ای بهار خلایق و خرمی روزگاران                               بهار۱۴۰۲
الان نمدونم چند ماه یا چند هفتمه دکتر گفت اخر شهریور بیا برات سنو لنویسم اخرین پریودیم ۱۰تیر بوده

خب پس هنوز هفته شیش یاهفتی تا مهر خوب میشی منم بدویاربودم خیلی سختی کشیدم 

میشه لطفا برای شادی روح پدرم،پدرشوهرم،خواهرزادم و پدرش یه صلوات مهمونم کنید؟❤..............................خدای من نمیدانم گاهی کجای دنیا گم ات میکنم در هیاهوی بازار … در خستگی هنگام نماز ! در وسوسه های نفس ام… نمیدانم…. اما ، گاهی تو را گم میکنم مثل کودکی که در بازار دستان مهربان مادرش را رها کرده به تماشای عروسکی مشغول است…! بعد میبیند مادرش نیست و هیچ عروسکی او را خوشحال نمیکند…! 💙💙💙💙💙💙درمانگر طب فشاری هستم،اصلاح مفاصل وماساژ پیشرفته سوالی داشتید درخدمتم 😊😊
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز