سلام من دو ساله ازدواج کردم و همسرم به تمام کارهای من خرده میگیره.
موهام بلند بود میگفت کوتاه کن.
صاف بود گفت فر کن.
ارایش میکنم میگه چرا ارایش میکنی.
نمیکنم میگه پرا ارایش نمیکنی نمیخوام باهام جایی بیای.
موهام رو کوتاه کردم میگه چرا کوتاه کردی زشت شدی.
اون اوایل خیلی عاشق هم بودیم و کلا با عشق ازدواج کردیم اما الان... واقعا اذیتم میکنه.
من راجب این قضایا با خانوادم حرف نمیزنم و خجالت میکشم چون خودم اسرار داشتم به ازدواج... اما حالا امروز دیگه صبرم تموم شده. حتی الان خونه هم نیومده... من باید چیکار کنم؟
لطفا بگید بهم.