2821
2789
عنوان

ناراحتم 😔

| مشاهده متن کامل بحث + 187 بازدید | 22 پست
خودش تو همون قدیمش ۲۵ سالگی ازدواج کرد به مارسید فکرش قدیمی شد

شاید یه جورایی دوستت داره میخواد پیشش باشید چون شما او را دوست دارید اون هم همین احساس رو به شما داره فقط بلد نیست چه جور بیان کنه به نظر من قصد و نیت بدی نداشته 

شاید یه جورایی دوستت داره میخواد پیشش باشید چون شما او را دوست دارید اون هم همین احساس رو به شما دار ...

ن بابا جدیدا نشسته مثلا داره دعا می کنه میگه خدایا فلان نوه امو خوش بخت کن به من میرسه میگه این ن 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من ک ازمادربزرگم خیلی بیشتر ازمامانم راضیم بخدا هروقت میرم خونش بوسم میکنه بغلم میکنه وهمش دعام میکنه میگه ایشالا توزندگیت همیشه خوشبخت باشی و..انقد محبت ک مادربزرگم بهم کرده مادرم خودم نکرده

❤🌺نفس مامان۹۹/۵/۲۵زمینی شد🌺❤☆♡ چهارتاآدم حسابی توزندگیت نگه دار،بقیه فقط سلام،خداحافظ👋☆♡
ن بابا جدیدا نشسته مثلا داره دعا می کنه میگه خدایا فلان نوه امو خوش بخت کن به من میرسه میگه این ن&nb ...

عزیزم میتونی این حس ناراحتیتون مؤدبانه و شفاف به مادر بزرگتون بگید 

من ک ازمادربزرگم خیلی بیشتر ازمامانم راضیم بخدا هروقت میرم خونش بوسم میکنه بغلم میکنه وهمش دعام میکن ...

خوشبحالت ما که دوتا مادر بزرگمون از شمر بدترن 

عزيزم اگه مادر بزرگت از سر نفهمي قلبت را شکونده ناراحت نباش آخه خدایی هم هست چه بسا بنده ها يه آدم را دست بالامیگیرند خدا طرف را پایین مياره  و چه بسا بنده ها آدمی را دست پایین ميگيرن خدا او را بالا میبره کارت باشه با خدا همه تقدیر و مقدرات ما دست خدا هس نه دست بنده وخدا میتونه بهترین ها برات رقم بزنه پس دیگه به حرف آدمها اهمیت نده و برات مهم نباشه چون طرف شما خدا هست

از حرفش خوشم نیومد حق داری دلخور بشی ولی خب چه میشه کرد بزرگترن تا یه حرفی بزنی فورا بهشون برمیخوره سعی کن دیگه اونقد بهش نزدیک نشی که ازت سواستفاده کنه  وظیفه ای به گردنت نیست فقط احترام بذار مامان بزرگ منم همین بود وقتی ۲۰ سالم بود میخواست بره اینور واونور به پسرهای فامیل پیشنهاد بده بیان خواستگاری من   وای که چقد حرص میخوردم از دستش ولی مامان وبابام میگفتن زشته چیزی نگو سنش بالاست طرز فکرش قدیمیه منم مجبور بودم بخاطر مامان و بابام سکوت کنم  

2825
2823
2791
2779
2792