خانوما کارم این چن روزا شده فکر و غصه من ب شوهرم خیلی اعتماد داشتم یعنی ی چیزی ازش میدیدم میگف اینجور نیس باور میکردم ی بار رف عروسی دور اومد من رفتم خونه مامانم صبحش اومدم خونه ت شلوارش نگا کردم دستمال و ی کاندوم استفاده شده بود
خوب عزیزم ازش بپرس البته که دروغ خواهد گفت واقعا چرا این مردها اینقدر دروغ میگن ای کاش یکی جواب مبدا ...
مثلن بیاد بگه من رفتم با دختر همسایه خوابیدم خیلیم عالی بود و جا شمام خالی .... همه گی دور هم خوشیم ..و شمام منطقی قبول میکنی میگی عزیزم نوش جونت گوشت بشه به تنت و نیاز به یه تنوع و روحیه داشتی