سلام دیروزماعقدتالاردعوت بودیدیم بعد به خاطراینکه ماشینمونوتازه فروختیم ازداداشم خواهش کردیم کع ماروتاتالارببره بعدزنداشم صدیارتوراه زنگ میزنه به داداشم که کی میای داداشم یه باربهش گفت ده دقیقه دیگه میام دوباره هی زنگ میزد اینو بگم که اصلا ماباردوممون بود داشتتیم باماشینش جایی میرفتیم همیشه اسنپ میگریم بخوایم جایی بریم اعصابم خیلی خوردشده ازرفتارش فکرکرده که چی؟😑😑😑