شوهرم از صب خونه بود کل کابینتا رو تمیز کرد روشونو زیرشونو توشونو کلا اشپز خونه رو کرد دسته گل تی کشید و اینا گردگیری کرد خونه رو
یهو ساعت ۸ شب به دوستش زنگ زد بدون اینکه قبلش به من بگه باهاش هماهنگ کرد برع پیاده روی
بعدشم من اعتراص کرد اصلا انگار نه انگار گف یه ساعته برمیگردم شمارم میبرم تا الان که نیومده ج هم نمیده
خب مگه چیکار کرده وظیفش بوده حالا یکم کار کرده خونه دیگه دلیل نمیشع که برا خودش برع دنبال خوشگزرونی خودش
دوس دارم اومد خفش کنم