ماه رمضونی اینجا بود
با اینکه خیلی غرور داره برای اولین بار گفت
خدایی من ازت راضیم
شوهرم موهاش رو بلند گذاشته اینم خوشش نمیاد البته منم خوشم نمیاد بارها هم گفتما ولی دوس داره
این میگفت من ازت راضیم باهاش صحبت کن اینکه موهاش رو کوتاه کنه و با خواهراش که دلخوری داره کوتا بیاد و آشتی کنه
منم گفتم
ما با هم قرار گذاشتیم هیچ کدوم توی مسائل خونواده ی اون یکی دخالت نکنیم
الکی گفتم همچین قراری نداشتیم
گفتم که توقعی از من نداشته باشه