با شوهرم خیلی مشکل داریم. ما شهر دیگه ایم. پدرش فوت کرده جمعه اومدیم اینجا. دو شبه جلو خانوادش بامن بحث میکنه و امشب جلو خانوادش بمن گفت من تورو سه ساله دارم بزور تحمل میکنم و حالم بهم میخوره کنارت بخوابم. و بزور پول خرجت کردم. و بهم گفت لاشی. بگم ک همیشه از این فحش ها میده. اما جلو خانوادش فرق داره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
و من زنگ زدم آژانس ک وقتی همه بخوابن برگردم . بنظرتون کارم درسته؟. گفت برو جدا شو. گفتم اره میرم مهریمم میگیرم. خواهرشم اومد با من صحبت کرد گفت شما دوتاتون باعث اذیت همید با هم ارامش ندارید ازهم جدا بشین