از صبح تو خونه تنخام شوهرم رفت سرکار گفت سه و چهار میام چشمم به در خوش شد بعد نه شب اومد رفته بود دنبال کارای خودش سلمونیو اینا بعدشم در مغازه خوابیده بود نه شب اومد
دارم دق میکنم همش چشمم به در بود الان فردا هم باید تو خونه باشم😭😭😭😭کیا مثل منن الانم آقا گرفته خوابیده من خوابم نمیبره دارم دق میکنمممممم