2777
2789
عنوان

مادرم و برادرم میگن بچتو بذار بیا...

| مشاهده متن کامل بحث + 1140 بازدید | 67 پست
از نظر من نرو کاری کن از خونه بیرونت کنه  اگ بری برات تمکین میگیره و باید با خفت برگردی ولی بی ...

فک نکنم عقلش ب این چیزا برسه.بخدا خیلی خیلی سادست.فقط برا من شاخ میشه.چون تو‌گوشش میخونن که رو ب زن ندی و هرچی گف بزنی تو دهنش.بخدا الکی قضاوت نمیکنم خودم با چشام دبدم و با گوشام شنیدم پدرو‌مادرش اینو ب داداشش گفتن در مورد زنش.با هم مشکل داشتن بجای بزرگتری و صلح بدتر شیرش میکردن ضد زنش و خانواده زنش

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

فک نکنم عقلش ب این چیزا برسه.بخدا خیلی خیلی سادست.فقط برا من شاخ میشه.چون تو‌گوشش میخونن که رو ب زن ...

واس منم مادرش بود دیگه ب داداشش گفتم یا باید منو انتخاب کنه یا مادرشو بعد گفت نمیشه ک هرکس جای خودش گفتم پس بفرمایید اینو تو گوش مادرتون فرو کنید ک من زنشم ن اون  ک هرکاری میخوایم بکنیم اول مادرش خبر داشته باشه مادرش بگه بکنید یا نکنید یجا برید یا نرید چی بخرید چی نخرید گفتم اینو باید بفهمه فقط مادره منکه نمیگم ولش کنه فقط بدونه جاشون کجاست

توهم یه مدت سرد سرد شو کاراتو بکن وطایف خونه داریتو کامل انجام بده ولی وقتی تو حال نشسته برو اتاق وقت خواب جدا شو من الان دوماهه تو اتاقم راهش ندادم رابطه باهاش ندارم بهشم گفتم بری سمت یه زن دیگه مخصوصا خیابونی ها جایگاه خودتو نشون میدی ک چقدر شهوت رانی ینی تحریکش کردم 

ولی همین سردی باعث شده بیشتر دنبالم بیاد قبلا منتطر بودم هی بهم زنگ بزنه پشت گوشی منتطر بودم الان از هر ۳ یا ۴ تا زنگش یکی رو جواب میدم اونم میگم زود بگو دستم بنده حالا کارم چیه 🤣دارم لاک میزنم 

یبار پشت در مونده بود سر اینکه لاکم خشک نشده گفت واجب بود گفتم شادی من مسلما از پشت درموندن تو واجبتره  ب خودم ارزش دادم بها دادم قبلا هرروز  اشپزی و کیک و کلی چیز میز درست میکردم الان درست میکنم ولی قبل اینکه تو خونه پیداش بشه منو پسر بزرگم میخوریم اونم هی میگه چیزی درست نکردی ینی عادت داشت ب توجه من ولی الان میبینه ن دیگه مرکز توجهم نیست قبلا بخاطر اینکه ناراحت نشه با خانوادم رفت و امد انچنانی نداشتم ولی الان هفته ۳ بار میبینی خونه مادرمم بیرون رفتن تنها خوشش نمیومد الان تو این دوماه فقط بهش پیام میدم فلانجام  غر میزنه ولی تا چیزی بگه میگم ۷ سال ب شیوه تو بود الان نوبت منه 

مردا عین بچه ها میمونن توجه زیادی پروشون میکنه

باز باران با ترانه محکم خورد رو در خانه در خونمون شکست🙁🙁🙁😕
واس منم مادرش بود دیگه ب داداشش گفتم یا باید منو انتخاب کنه یا مادرشو بعد گفت نمیشه ک هرکس جای خودش ...

دقیقا چیزایی که گفتی برا منم بوده.بااینکه دل خوشی ازش نداشتم ولی همیشه بله قربان گوش بودم.بخاطر اینکه آبروریزی درنیاره یا حالمو نگیره با بداخلاقیاش همش کوتاه اومدم.خیلی اخلاقش تنده خیلی.اصلا محل ب پسرم‌نمیداد.براش خرج میکنه ولی اصلا حوصلشو نداشت.التماسش می کردم با خودش ببرش بیرون نمیبرد.ای چن روزه که قهریم مرتب باهاش بازی میکنه میبره بیرون.چون تو بحثمون بهش گفتم تو فقط خانوادت برات مهمن.من و پسرت هیچ ارزشی برات نداریم.الان در مورد پسرم تغییر رفتار داده.بهش محبت میکنه.ولی برا من نه بدتر شده بهتر نشده.نگاهمم نمیکنه

دقیقا چیزایی که گفتی برا منم بوده.بااینکه دل خوشی ازش نداشتم ولی همیشه بله قربان گوش بودم.بخاطر اینک ...

نگران نباش چون همیشه کوتاه امدی رفتارت دیگه دستشه منتظره بازم کوتاه بیای ولی اینبار تو طلبکار باش 

خواهرم ی چیز قشنگ میگه ،میگه وقتی حتی حق باهات نیست طلبکار باشی طرف مجبور میشه کوتاه بیادمنو اینو تجربه کردم وقتی بهترینارو بخوری و بپوشی و محل سگ بهش ندی البته دور ازجونش خود ب خود میگه من هرچی بدخلقی میکنم اینکه براش مهم نیست

همینکه با پسرتم خوب شده خوبه ولی یکم ک شد متلک بنداز بگو خوبه با پسرت خوب شدی حداقل خیالم راحته من نباشم  میتونی براش پدرخوب باشی الگوش باشی 

باز باران با ترانه محکم خورد رو در خانه در خونمون شکست🙁🙁🙁😕
نگران نباش چون همیشه کوتاه امدی رفتارت دیگه دستشه منتظره بازم کوتاه بیای ولی اینبار تو طلبکار باش&nb ...

چقد خوبه با شما حرف زدم.حتما همین کارو میکنم.سر بدترین بحثا بعد چن روز میومد میخندید منم خندم میگرف دیگه تموم باهاش اشتی میکردم.نه معذرت خواهی نه چیزی.بدبختی کینش هم از دلم میرف.همش میگفتم کش نمیدم بحثو بخاطر ارامش بچم عیب نداره فراموش میکنم.بعد چن روز دوباره همون آش و‌همون کاسه.اما الان اصلا دوس ندارم ببخشمش.تمام وجودم نفرته ازش

چقد خوبه با شما حرف زدم.حتما همین کارو میکنم.سر بدترین بحثا بعد چن روز میومد میخندید منم خندم میگرف ...

میگم ک منم عین تو بودم ۷ سال واس همه چی کوتاه امدم تا رنگ لباس و تیپ گشتن و همه رو مورد تایید اقا باید میبود ولی الان چرخیدم اصلا هم برام مهم نیست چی میگه اینبار خودمو میبینم علایق خودم گور باباشون مگه هرچی خوب بودیم فهمیدن یبارم عین خودشون بشیم

باز باران با ترانه محکم خورد رو در خانه در خونمون شکست🙁🙁🙁😕
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792