واس منم مادرش بود دیگه ب داداشش گفتم یا باید منو انتخاب کنه یا مادرشو بعد گفت نمیشه ک هرکس جای خودش گفتم پس بفرمایید اینو تو گوش مادرتون فرو کنید ک من زنشم ن اون ک هرکاری میخوایم بکنیم اول مادرش خبر داشته باشه مادرش بگه بکنید یا نکنید یجا برید یا نرید چی بخرید چی نخرید گفتم اینو باید بفهمه فقط مادره منکه نمیگم ولش کنه فقط بدونه جاشون کجاست
توهم یه مدت سرد سرد شو کاراتو بکن وطایف خونه داریتو کامل انجام بده ولی وقتی تو حال نشسته برو اتاق وقت خواب جدا شو من الان دوماهه تو اتاقم راهش ندادم رابطه باهاش ندارم بهشم گفتم بری سمت یه زن دیگه مخصوصا خیابونی ها جایگاه خودتو نشون میدی ک چقدر شهوت رانی ینی تحریکش کردم
ولی همین سردی باعث شده بیشتر دنبالم بیاد قبلا منتطر بودم هی بهم زنگ بزنه پشت گوشی منتطر بودم الان از هر ۳ یا ۴ تا زنگش یکی رو جواب میدم اونم میگم زود بگو دستم بنده حالا کارم چیه 🤣دارم لاک میزنم
یبار پشت در مونده بود سر اینکه لاکم خشک نشده گفت واجب بود گفتم شادی من مسلما از پشت درموندن تو واجبتره ب خودم ارزش دادم بها دادم قبلا هرروز اشپزی و کیک و کلی چیز میز درست میکردم الان درست میکنم ولی قبل اینکه تو خونه پیداش بشه منو پسر بزرگم میخوریم اونم هی میگه چیزی درست نکردی ینی عادت داشت ب توجه من ولی الان میبینه ن دیگه مرکز توجهم نیست قبلا بخاطر اینکه ناراحت نشه با خانوادم رفت و امد انچنانی نداشتم ولی الان هفته ۳ بار میبینی خونه مادرمم بیرون رفتن تنها خوشش نمیومد الان تو این دوماه فقط بهش پیام میدم فلانجام غر میزنه ولی تا چیزی بگه میگم ۷ سال ب شیوه تو بود الان نوبت منه
مردا عین بچه ها میمونن توجه زیادی پروشون میکنه