من تجربه خودمو میگم
شوهر دخترخالمو با یکی از همسایه های خونه مامانم اینا دیدم، متاسفانه خیلی بهم فشار اومد و بی عقلی کردم به اون یکی دختر خالم گفتم و گفت نکنه از سر حسودی میگی من هاج و واج بودم، کلا رابطم با دخترخالم نابود شد، همسرش برای اینکه من چیزی نگم به زنش همه کاری کرد و من مجبور شدن از دخترخالم فاصله بگیرم. بعد از گذشت چند سال دخترخالم متوجه خیانت همسرش شده و بعد که خالم گفته بهش فلانی هم گفته بود چند سال پیش ، ازم ناراحته چرا بهش نگفتم. گفتنش یه درده نگفتنش یه درد