2777
2789
عنوان

خواهش میکنم کمک

73 بازدید | 13 پست

سلام......من چندتا مشکل داشتم گفتم اگه بشه لطف کنید به هم همفکری بدید..اول اینکه پسرم دوسالشه.....نمیدونم چه جوری ازشیربگیرمش؟؟؟,وابستگی داره.....دوم اینکه یه مدته اصلا حرفموگوش نمیده مابالای خونه پدرشوهرمادرشوهرمیشینیم.....بماندکه وقتی بدنیااومدتاالان که دوساله شده همش نوه دختری رودوست داشتن...ودارن...ولی الان یه مدته بچه ام وابسته اوناشده...یکی دوبارپدرشوهرم باموتور بردتش بیرون ....پارک وخوراکی خریده....الان تا صدای پدرشوهرمیادمیگه اجاجونه...گریه میکنه بره.یه جورایی من دلم نیست بره پایین به چنددلیل:پدرشوهرم پی درپی سیگارمیکشه,مادرشوهرم یکسرههله هوله شکلات .پفک میده....ازطرفی یه دوست داره که نوه روانقدوابسته خودشون کرده دیگه بچه پدرومادرشوقبول نداره,منم میترسم همچین بلایی سرم بیاد..توروخدا اگه میشه کمکم کنین.

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

کنترل کن بذار بچه بفهمه تصمیم گیرنده تویی

توروخداچه جوری.....بامحبت؟؟که میبرم بیرون خوراکی میخرم...اسباب بازی میگیرم...ولی اینانمیزارن بچه روباموتورسواری هوایش میکنن

برای از شیر گرفتنش  ماه دیگه که هوا خنک تر شد اقدام کن اگه مصمم باشی از شیر گرفته میشه  اول روزا رو شیر بهش نده شبا وقتی خوابش سنگین شد شیر بده برای دومی هم منم بچم وقتی نزدیک خونه پدر شوهر بودیم همین مشکل رو داشتم ولی من کوتاه نمی اومدم و هوسشو پرت میکردم روزی یه بار نمیذاشتم ببرنش پایین اصلا هم تنها نفرستش  تو خوبه مادر شوهرم غذای دهنی خودشو(سرطان روده داره  و شیمی درمانی میشد اونوقت ها )به دخترم میداد اگه بهونه گرفت کاری رو که دوس داره براش انجام بده تا یادش بره



 

خدایا ممنونم بابت سه تا فرشته ناز که بهم دادی

الان باید کم کم ازشیربگیرمش...منها این یه وابستگی به شیرداره....میترسم اگه ازشیربگیرمش دیگه مال من نباشه...یه جورایی قاطع تروواضح تربره پایین...منم وابستش هستم ..احساس میکنم حس وحال خوبی ندارم....

عزیزم یه چیزی بزن به سینه بگو زخم شده رژ لب یا چسب زخم اگر بازم اومد عطاری صبر زرد اگه اشتباه نکنم اسمش ،رو البته بگی دارو ميخام از شیر گرفتن خودشون میدن فق مثل زهر مار ميموته بچه یه بار بخوره دیگه لب نمی زنه اگه دلت میاد بزن من که نتونستم ولی دوستم زد یه بار بچش دیگه اسمش هم نمياره شیر ميخاد راحت شد،

منم بچم خیلی میرفت خونه مادر شوهرم منم مشکل شما رو داشتم انقدر باهاش بازی کردم حواسش رو پرت میکردم که به شدت وابسته خودم شد حالا دارم حرص می خورم از من جدا نمیشه ولی خوب عوضش بدون من دیگه هیج جا نميره مخصوصا پیش مادر شوهر

خداوند شبان من است محتاج به هیچ چیز نخواهم شد
توروخداچه جوری.....بامحبت؟؟که میبرم بیرون خوراکی میخرم...اسباب بازی میگیرم...ولی اینانمیزارن بچه روب ...

من الان خونم دوره ولی تا چند ماه پیش نزدیک بودم وقتی بهونه میگرفت  دو لا میشدم میگفتم بیا اسب سواری یا اهنگ میزاشتم بیاد برقصیم  یا یه کاغذ میزاشتم رو دیوار میگفتم برو رو دیوار نقاشی کن ببین بچه ات چی دوس داره

خدایا ممنونم بابت سه تا فرشته ناز که بهم دادی

برای از شیر گرفتنش  ماه دیگه که هوا خنک تر شد اقدام کن اگه مصمم باشی از شیر گرفته میشه  او ...

لیموشیرین عزیز....گفتنش یه کم راحته....واسه شیرش روزاهرکاری میکنم یادش بره بازمیادسراغم.....تا ظهر...باز یکی دوبارومیخوره....واسه رفتنشم به پایین هم به عشق موتورسواری میره به عشق هله هوله...چه چوری وقتی میره شوهرم چیزی نمیگه...بامن همراه نیست  

وقتی اونارومیبینه بچه هوایی میشه....جوگیرمیشه حرفموگوش نمیده جیغ میکشه.....اعصابم بهم ریخته..میترسم

شوهرت رو بنداز جلو بگو موتور خطر ناکه دور از جون بچه بگو اتفاق یه بار ميوفته جلو خانوادت رو بگير

خداوند شبان من است محتاج به هیچ چیز نخواهم شد
لیموشیرین عزیز....گفتنش یه کم راحته....واسه شیرش روزاهرکاری میکنم یادش بره بازمیادسراغم.....تا ظهر.. ...

صبر زرد بگیر تلخه بچه اولش میخواد وقتی دهن میزنه تلخه دیگه نمی خوره هر وقت شیر خواست اول صبر زرد بزن بعد بگو بیا شیر بخور

خدایا ممنونم بابت سه تا فرشته ناز که بهم دادی

عزیزم یه چیزی بزن به سینه بگو زخم شده رژ لب یا چسب زخم اگر بازم اومد عطاری صبر زرد اگه اشتباه نکنم ا ...

خوشبحالتون...اینم به من وابسته بودمیگم یکی دوبارپدرشوهرم باموتور ب دش بیرون به عشق موتوروهله هوله میره اونسمت...واقعا خوشبحالتون....

شوهرت رو بنداز جلو بگو موتور خطر ناکه دور از جون بچه بگو اتفاق یه بار ميوفته جلو خانوادت رو بگير

من بدبختم بخدا....ازشوهرهم شانس نیاوردم.....میگه بزاربره بابام حواسش هست

من الان خونم دوره ولی تا چند ماه پیش نزدیک بودم وقتی بهونه میگرفت  دو لا میشدم میگفتم بیا اسب س ...

چقدخوب ....من اسباب بازی میریزم پیشش بازی میکنم...بدوبدو...ولی تپدرشوهرصداش میکنه میدوه پیش اون بااون میره پایین

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108