عزیزم یه چیزی بزن به سینه بگو زخم شده رژ لب یا چسب زخم اگر بازم اومد عطاری صبر زرد اگه اشتباه نکنم اسمش ،رو البته بگی دارو ميخام از شیر گرفتن خودشون میدن فق مثل زهر مار ميموته بچه یه بار بخوره دیگه لب نمی زنه اگه دلت میاد بزن من که نتونستم ولی دوستم زد یه بار بچش دیگه اسمش هم نمياره شیر ميخاد راحت شد،
منم بچم خیلی میرفت خونه مادر شوهرم منم مشکل شما رو داشتم انقدر باهاش بازی کردم حواسش رو پرت میکردم که به شدت وابسته خودم شد حالا دارم حرص می خورم از من جدا نمیشه ولی خوب عوضش بدون من دیگه هیج جا نميره مخصوصا پیش مادر شوهر