يكي اين كه بيار خونه مادر شوهرم بودم بعد توي اشپزخونه بودم رفتم يه لحظه صداي مادر شوهرم و شنيدم كه داره از من واسه خواهر شوهرم تعريف ميكنه خيلي كيف كردم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.