امروز تاپیکا خیلی ناراحت کنندن بیاین ازرسوتیامون بگیم دلمون واشه
اول خودم
تازه عقد کرده بودم، شوهرم ی داداش داره خیلی شبیهشه لباس یه رنگ پوشیده بودن، تو اتاق بود پشتش به در بود، فکر کردم نامزدمه بدو بدو دستامم واکردم دوییدم طرفش بغلش کنم یهو برگشت و منو با اون قیافه دید ...هنوزم یاد قیافه اون لحظش میفتم قلبم تیر میکشه