من یه ماه پیش انجام دادم بعضیا میرفتن خیلی ریلکس و خندان میومدن بیرون میگفتن درد نداشتن ؛ منم با دلی خجسته رفتم داخل و با لبی خندان خوابیدم و دستامو سفت گرفتم که اگه دردمم گرفت تکون نخورم ؛ اما چشمت روز بد نبینه که چنان دردی کشیدم که شاید شبیه درد زایمان بود انقدر جیغ کشیدم تا خود دکتر هم ترسیده بود ؛ خلاصه بدترین روز زندگیم بود و از اون روز به اینور فوبیا گرفتم میرم مطب دکترم انقدر استرس میگیرم که تمام بدنم عرق میکنه و میلرزه
درصورتی دردداره ک لولت بسته باشه وگرنه یکم با معاینه فرق داره
ی روز اینجا با دل شکسته رو تخت بیمارستان و خسته از دنیا نوشتم دلم روشنه ❤به زودی منم مادر میشم .👪 وووو الان مامان یه گل دختر بهارییم 🥰🥰همون که امید زندگیه منو باباشه ... دیدید گفتم دلم روشنه🤗😍😍😍😍