بابای من واسه سالگرد عقدمون پول داد بهمون بعدش خودش رفت طلا برامون از آشنامون گرفت کمتر اجرت گرفت حالا شوهرم کلید کرده میگه خانوادش پولاشونو بدن واسشون طلا کم اجرت بخریم میدونم الان میگید مشکل کجاست اینجاست ک اونا واسه هیچی ب فکر ما نیستن اما شوهر من واسه اونا خودشو میکشه این کارش حرص منو درمیاره چجوری بهش بگم به ما چه خودش هرکاری میکنن بکنن
چرا ما واسه اونا تلاش کنیم
چجوری باهاش مخالفت کنم که بهش برنخوره