شایدم مزخرف نیس.ولی تایید نمخاما راهکارمیخام همراه دلسوزی لطفاااااا😖😖😖😕😕
برادرشوهرم زنگ زده شوهرم گفته بریم اراک خونه زندایی شوهرم.ینی مادرشوهرمومیبره چون زنش بچه کوچیک داره نمیاد مارومیبره.
نمدونم دلم نیس برم.اصا نمخام.یه دلمم میگه مگه چیه برو انقد بدخلق نباش.بهونه میارم پاگشانکردن.یا...بعد میگم امروز پنج شنبس.خب عصر چندجاخرید میخاسم برمبرا تولد شوهرمو سوپرایز چندروزدیگه.شب خونه مادرم.و....
حالا حس میکنم این بی برنامس ماروگفته بریم میدونی چون خودم کاردارما
شبم برم اونجا خونه زنداییش همش قلیونو اینا .بیشتردردم این قلیونسا.ولی چندوخ پیش پارک کاری ندلشم شوهرم چند پک زد.منکه ندیدم پشتم بش بود.چون مشاورم گفته
نیازمندیاریتون هستم