2777
2789
عنوان

یک لحظه یه سوال

99 بازدید | 18 پست

سلام  



بچه شوهرن میخواد بیفته دنبال کارامون که بریم انگلیس ولی من اصللللللا و ابدااااااا نمیخوام برم دوتا بچه دارم میتونم جلو شوهرمو بگیرم که بچه هامو نبره

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

سلام عزیزم چرا نمیخوای بری ؟ خب دلایل تو و دلایل همسرت چیه؟ اینا مهم تر از اینه کا فقط بگی میخوام ج ...

چون شدیدا به خونوادم وابستم هم شوهرم آدمی نیست که تو غربت بهش تکیه کنم شوهرمم میگه بچه ها اینجا آینده ندارن

چون شدیدا به خونوادم وابستم هم شوهرم آدمی نیست که تو غربت بهش تکیه کنم شوهرمم میگه بچه ها اینجا آیند ...

شوهرت تا ثابت نتونه بکنه از پس شماها برمیاد که نمیتونه ببرتون. اونجا هم مثل ایران نیست حق و حقوق زن خیلی بیشتره و کلا بر مرد ارجحیت داره. شغل و تخصص درست حسابی یا فنی بلد باشه خوبه براتون هم شما هم بچه ها

خدا شفا بده مردم از خداشونه ببین این چه میکنه با زتدگیش

اینکه تک دخترم و داداشم چند ماه یبار به پدر مادرم سر میزنن ومادرم که هرهفته چشم انتظار منه و مادرم ناراحتی قلبی داره و من تحمل دوریشو ندارم دیوونگیع

عزیزم برو بعدش پدرو مادرتم ببر به فکر بچه ها و اینده باش واقعا فکر می کنی تو این مملکت خوشبخت می شن هر مادری ارزوش خوشبختیه بچشه برادر من امریکاست ما خدارو شکر می کنیم از ما دوره ولی خوشبخته تا اینکه اینجا بود و هر روز بی پولی بیکاری و دعواشون رو می دیدیم 

نه اینا منطقیه کاملا و بعدا اذیت میشی بخاطرش مخصوصا دوسه سال اول

من کلا آدم احساسی هستم حتی دوسال طول کشید که به ازدواج و دروری ازشون عادت کنم مامانم دق میکنه یه ماه منو نبینه

من کلا آدم احساسی هستم حتی دوسال طول کشید که به ازدواج و دروری ازشون عادت کنم مامانم دق میکنه یه ماه ...

نمیدونم چی بگم عزیزم

اما مهاجرت تصمیم یکطرفه نیست و باید هردو به همه خوبیا و بدیاش آشنا باشید و کنار هم چون بعدش خییییلی سخته و تازه شروع میشه تلاش و از صفر شروع کردن و چند سالی میکشه تا نتیجه شو ببینید. پس نمیشه یکطرفه گفت میرم و بچه ها رو میبرم و... چون عمرا نمیتونه از پسشون بربیاد . شما هم بری و به دلت نباشه مدام گریه و ... داری.

همه چیو باید سنجید و باهم عمل کرد و پاش ایستاد

عزیزم برو بعدش پدرو مادرتم ببر به فکر بچه ها و اینده باش واقعا فکر می کنی تو این مملکت خوشبخت می شن ...

نه ما توان بردنشو داریم نه اونا میتونن بیان  من به شوهرم اعتماد ندارم آدمی نیست که دلداری بده و از دلتنگیام کم کنه برعکس ببینه حالم بده و دلتنگو بیقرارم کلا بهم پشت میکنه و اصلا توجه نمی کنه

نمیدونم چی بگم عزیزم اما مهاجرت تصمیم یکطرفه نیست و باید هردو به همه خوبیا و بدیاش آشنا باشید و کنا ...

ممنون حرفات آرومم کردبهش گفتم من نمیام گفت به درک من و دخترام میریم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز