«من گاهی به این دخترها و پسرهایی که میآمدند خطبهٔ عقدشان را میخواندم، میگفتم خیلی از خانمها هستند که شوهرهایشان را اهل بهشت میکنند؛ خیلی خانمها هم هستند که شوهرانشان را اهل جهنم میکنند؛ دست آنهاست. البته مردها هم عیناً همین نقش را دارند.»
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
«من گاهی به این دخترها و پسرهایی که میآمدند خطبهٔ عقدشان را میخواندم، میگفتم خیلی از خانمها هستند که شوهرهایشان را اهل بهشت میکنند؛ خیلی خانمها هم هستند که شوهرانشان را اهل جهنم میکنند؛ دست آنهاست. البته مردها هم عیناً همین نقش را دارند.»
من پست تون رو خوندم فک کردم طرف پیش دانشگاهیه😄اینو باید از مدرسه اش بپرسین.
«من گاهی به این دخترها و پسرهایی که میآمدند خطبهٔ عقدشان را میخواندم، میگفتم خیلی از خانمها هستند که شوهرهایشان را اهل بهشت میکنند؛ خیلی خانمها هم هستند که شوهرانشان را اهل جهنم میکنند؛ دست آنهاست. البته مردها هم عیناً همین نقش را دارند.»
ن عزیزم شما تو پستت چیزی ننوشتی من اشتباه برداشت کردم٬ب احتمال خیلی زیاد تو دی ماه ازش امتحان می گیرن.
«من گاهی به این دخترها و پسرهایی که میآمدند خطبهٔ عقدشان را میخواندم، میگفتم خیلی از خانمها هستند که شوهرهایشان را اهل بهشت میکنند؛ خیلی خانمها هم هستند که شوهرانشان را اهل جهنم میکنند؛ دست آنهاست. البته مردها هم عیناً همین نقش را دارند.»