پسرم گاهی میره پسرش ۸ماه فاصله سنی دارن میره بازی پسر اونم میاد از صب تا ساعت ۲یا ۳ خونمونه من چیزی نمیگم ولی پسر خودم ساعت ۱۱ بره۱۲ زنگ میزنه بیاد شوهرم خیلی کلا حساسه ظهر یا شب نمیزاره بمونه زود زنگ میزنه میاد میگم بچه ان بازی کنن. خودمم بعدظهرا ی سر میرفتم پیشش باخودم میگفتم غریبه اینجا گناه داره تنهاس تو خونشونم نمیرفتم تو حیاطش مینشستم ی روز ظهر ک پسرم اومد من تو اشپزخونه اشپزی میکردم داشت برای باباش میگفت زن عمو ب سپهر میگفته یا علی رو بیرون کن یا تو برو خونشون من مات موندم شوهرم گفت حالا این بچس ی چیزی گفته باور نکن روز بعد پسرش اومد خونمون شوهرم ازش پرسید مامانت بهت چی گفته عمو گفت گفته یا علی بیرون یا خودت برو خونشون منم دیگه نه پسرمو میزارم بره نه خودم میرم ولی بازم پسرش میاد میمونه خونه ما شما جای من بودین چیکار میکردین؟
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
حالا اینا شلوغ کردن اونم اعصاب نداشته یچیزی گفته ؛ یا با هم دعواشون شده ، سخت نگیر بزار بچه ها بازی کنن هر چند دو تا پسر بچه سخته کل زندگی و کن فیکون میکنن
خدا تو زندگیم معجزه کرد میشه برای سلامتی و عاقبت بخیریمون صلوات بفرستین بعد ۸ سال ناامیدی پسرم نور امید شده واسه من و باباش ❤ دخترم دومین معجزه زندگیم خوش اومدی بسرنوشتمون ❤