یکی دوتا تایپیک قبل تر زدم. الان تنهام تو خونه شوهرمم نیست. خیلی میترسم. پتو رو تا رو سرم کشیدم دارم از گرما هم خفه میشم😢😢😢😢 غلط کردم حرف ترسناک زدم😂😂😂
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
سرتو نیاری بیرونا یه جن بالا سرت نشسته با یه لبخند ترسناک
همیشه اولین تجربه ها یا خیلی تلخ هستند یا خیلی شیرین بعد از آن اولین ها همه چیز به مرور عادی میشود شاید بزرگترین موهبتی که خداوند به انسان داشته همین قصه ی تلخ عادت است...💔
منم به ترس انداختی....شوهر بیچاره ام چشماشو میزاره رو هم جیغ میزنم
خدایا تا تو کنارمی نمیترسه دلم...بمون پیشم مثل هر ثانیه از زندگیم ک بودنت رو واضحتر از هر بودنی حس کردم...مرسی ک بهم فرصت زندگی کردن،عاشق شدن،بچگی کردن و بزرگ شدن دادی...خدایا بابت همه نعمتهایی ک دادی و ندادی شکرت😍
دیشب ی از خدا بیخبری تاپیک جن زد خداشاهد تاصب ده بیس بار شوهرمو با لگدام و دست و پازدن بیدار کردم بیچاره میگه منو تا سکته ندی دوراز جونش ول نمیکنی😧اخه بدجور ترسیدم منه احمق ترسو رو چ ب این تاپیکا😑😑😑