آمین..اون شب لعنتی ساعت 2بیدارشدم به پسرم سربزنم دیدم بیداره و با گوشیشه.گفت دوستش پی ام داده.نمیدونم چرا منی که اینهمه اعتماد داشتم بهش ته دلم لرزید.کاش بقول دوستمون کنجکاوی نمیکردم.وقتی گوشیشو باز کردم دیدم با چندتاخانم چت کرده.بایکیش برا روز زن بوده.که خانمه گفته برا روز زن برا خانمت چی خریدی اینم گفته بود گل.گفته بود فقط گلللل..اینم گفته بود براتو چی بخرم میخوای ببرمت همون کشوری که کارمیکنم.التماس میکرده بهش ببره اونم قبول نمیکرده.باورتون میشه.یکی فیلیپینی بود یکی چی..من مدام خودمو سرزنش میکردم که چمه چی کم گذاشتم و تنها خرف نشاورم که باعث شد یکم روحیمو بدست بیارم این بودکه گفت تنها کوتاهی تو سادگی ات بوده و تنوع طلبی مردت.نه از لحاظ اندام و ظاهر کم دارم نه خونه داری نه بچه داری.نمیدونم چیکارکنم.برم شعرخودمون نمیدونم چه بلایی سربچم میاد ازیه طرفم جالبه نمیزاره برم انکارمیکنه.عکس هاشونو نشونش میدم تو کلاب گرفتن بخدا زنه 50سالشه جای مادربزرگمه این منو دق میده 😭😭😭😭😭