سلام ،من شهریور میشه دوسال ک عقدم
از جشن عقد ک خرج مراسم رو پدرم داد و اونا سر عقدیارو ندادن ب ما وخودشون برداشتن سرویسم ک شوهرم با وام ازدواج خرید ک هنوز داریم قسطشو میدیم اونا فقط برای من یک لباس و یه حلقه خریدن و سرویس چوب کامل و یه یخچال ساید و تلوزیون پای شوهرم بود که یخچال رو دوقلو گرفتن وسرویس خوابم تکمیل نگرفتن سرویس چوبم نگرفتن تلوزیونم بابام گرفت /من پارسال طلاهامو فروختم ک خونه بخریم گذاشتیم پولمون رو بانک مسکن وام بگیریم ک با پول وام نشد خونه بخریم پولمون رو در اوردیم و یک زمین خریدیم مادرشوهرم اینا میگن عروسی بگیریم بیا زیر زمین ما رندگی کن تا خونتون ساخته بشه (خیلی رو حرف مردم حساسن ک نگن عروسش رو نتونسته ببره هنوز)اما من قبول نکردم و بابام گف باید بره سر خونه زندگیه خودش شوهرم میخواست ماشینشو بفروشه مامانم طلاهاشو فروخت داد ب ما ک ماشین رو نفروشیم ب اصطلاح ماشینو مامانم برداشت ک زیر پای شوهرمه هنوز یک قرون کمک ما نمیکنن بعد همش میگن چرا شروع نمیکنین خونه سازی رو دیگه بابامم پول کم اورده نمیتونم بذارمش تحت فشار امروز پیام دادم ب شوهرم ک ب بابا مامانت بگو ی تکونی بخودشون بدن اونم جوابمو نداد😂ب نظر شما چیکار کنم☹️