خانما گفتم شوهرم شرکت زده وبرادرشو آورده شرکت وبرادرش قبلا قرض بالا آورده وچندروز پیش بازداشتش کردن و شوهرم پیگیر کاراش بود تا آزاد شد حالا دیشب به شوهرم گفتم از این شرکت بیا بیرون بهم گفت خانم یکم صبر کن من سودی گیر بیارم مشکلات مالی روبدم و یه خونه هم بخرم وبعدش میام بیرون قول میدم گفتم نمیخواد خونه فقط قرض مردمو بده بیا بیرون گفت نه باید خونه ای بخرم بعد از اون شرکت میام بیرون