2821
2789

من یه دوست پسر داشتم اسمش مهدی بود خیلی ام دوسش داشتم اونم منو خیلی دوست داشت 

هنوز که ازدواج کردم بعضی موقع ها یادش میفتم دلم براش تنگ میشه 

حالا بگذریم

اقا من با هزار زور با اینکه دوسشم داشتما 

ازش جدا شدم 

یه بار با یه چارلیتری اومد جلوم گفت ایدا به خدا بدبخت میکنم نمیزارم مال کسی دیگه بشی اقا من ترسیدم پامو از خونه نمیذاشتم بیرون

تنها زمانی که احساس می کنم زنده ام، زمانی است که نقاشی می کشم

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

اینم میگفت هر کاری میخوای بکنی بکن اقا من صداشو ضبط کردم اینا  و به بابامو داداشمم گفتم

اگه داستان کش پیدا کنه به خانوادم میگم 

داستانشو میدونن ولی تهدیداشو نه

بابام رفته بود دم خونشون گفته بود مویی از دخترم کم شه 

کل زندگیتونو اتیش میزنمو از این حرفا 

و اگه به اسید باشه 

حاظرم قصاص شم ولی همون بلا رو سر خواهرت میارم و اینا 


تنها زمانی که احساس می کنم زنده ام، زمانی است که نقاشی می کشم
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز