2777
2789
عنوان

جدایی در عقد

| مشاهده متن کامل بحث + 451 بازدید | 37 پست
منم دقیقا مشکلم عین تو و‌حلالشون نمبکنم

میشه بگی دقیقا چیکارا میکنن؟ میخوام بدونم وضعم درچه حده و چیکار میشه کرد😢 من خیلی سال انتظار کشیدم بهم برسیم نمیتونم راحت جداشم😭 خدا ازشون نگذره

میشه لطفا برای خوشبختی و عاقبت بخیریم صلوات بفرستین 🙏🏻🥲 (برای اینکه یه روز بیام اینجا بگم : بالاخره شد...)

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

میشه بگی دقیقا چیکارا میکنن؟ میخوام بدونم وضعم درچه حده و چیکار میشه کرد😢 من خیلی سال انتظار کشیدم ...

نمیدونم از کجا شروع کنم ولی خیلی شوهرمو عوض کرد مادرش بش خط میده ب این دختره رو‌نده از الان و‌..

نمیدونم از کجا شروع کنم ولی خیلی شوهرمو عوض کرد مادرش بش خط میده ب این دختره رو‌نده از الان و‌..


من نمی دونم شرایطت چطوریه ... ولی بنظرم چند ساعت تنها باش خوبی هاش و بدی هاشو با خودت مرور کن... به زندگی بعد از طلاق فکر کن... همه ی موارد رو در نظر بگیر... بعد تصمیم بگیر...

هنوز مادر نشدم، اما می دانم که خیلی دلم برای کودک نداشته ام تنگ شده. دلم لک زده برای کودکی که جای خالیش تنها دغدغه زندگیم شده... این روزها تنها خدا می داند و می بیند که مادرانگی هایم را چگونه در تنهایی و خلوتم بروز می دهم. با کودک نداشته ام راه می روم و حرف می زنم و مدام زیر لب می گویم کی از پیش خدا می آیی؟؟؟ملاقاتت با خدا تمام نشد؟؟نمی دانی اینجا برای داشتنت هزار راه نرفته را می روم تا تو را به دست بیاورم...می دانی فرزندم تا پای جان برای داشتن رفته ام....تمام گفته ها و ناگفته ها را تحمل کردم تا روزی تو را در آغوش بگیرم .....بیا که دیگر تاب نگاه سنگین جماعت را ندارم ... امسال هم گذشت و نیامدی و مادر نشدم اما هیچ کس نمی داند که حس مادرانگی ام از تمنای وجودم لبریز شده ... هیچ کس نمی داند درونم داغ نداشتنت مثل کوه آتشفشان در حال انفجار است.... فرزندم اینجا برای داشتنت دست بهر کاری زده ام ... هزار درد را متحمل شده ام .... انصاف نیست کسی را که برایت این همه بی تابی می کند را بیشتر از این چشم انتظار بگذاری .... من خودم را همین حالا هم مادر می دانم بخاطر حسی که برای داشتنت از وجودم لبریز شده بخاطر تمام سختی هایی که برای داشتنت از یک مادر واقعی بیشتر کشیدم.... بی منت....  اما هیچ کس مرا مادر خطاب نمی کند .... می دانی تا تورا نداشته باشم هیچ کس مرا مادر به حساب نمی آورد .... عزیزترین آرزویم ؛ بیا و رویای های مرا سروسامان بده... (خدا جون هیچوقت چیزی رو زوری ازت نمی خوام.... اگه مصلحتم نیست فقط به دلم آرامش بده ....  من یک مامان صبور می شم  ) و من بالاخره مامان شدم خدارو شکر 😍🥰😘🥳

عزیزم وقتی توی عقد آدم به فکر جدایی میافته حتما باید تصمیمش رو عملی کنه چون زیر یک سقف رفتن همه چی رو بدتر میکنه
دوبار توی دوران عقد خواستم طلاق بگیرم اما اطرافیانم نزاشتن بعد ازدواج همه اون مسایل بدتر و بزرگتر شد
با وکیل مشورت کن تا با آگاهی پیش بری

عزیزم وقتی توی عقد آدم به فکر جدایی میافته حتما باید تصمیمش رو عملی کنه چون زیر یک سقف رفتن همه چی ر ...

چه مسائلی بود؟ کاش اونایی که تجربه دارن بیان بگن بقیه استفاده کنن 

منم دیگه خسته شدم از دخالتای خانواده همسرم میخوام زندگیمو نجات بدم

میشه لطفا برای خوشبختی و عاقبت بخیریم صلوات بفرستین 🙏🏻🥲 (برای اینکه یه روز بیام اینجا بگم : بالاخره شد...)

عزیزم وقتی توی عقد آدم به فکر جدایی میافته حتما باید تصمیمش رو عملی کنه چون زیر یک سقف رفتن همه چی ر ...

پس الان جداشم و اسمشو از شناسنامم پاک کنم بهتره؟

دوسندارم تو ازدواج بعدیم تاثیر بذاره و انگشت نما بشم

من تصمیمم برا طلاق جدیه چون این پسره داره نشوندمیده عشقی بهم نداره

پس الان جداشم و اسمشو از شناسنامم پاک کنم بهتره؟ دوسندارم تو ازدواج بعدیم تاثیر بذاره و انگشت نما ب ...


بعد عروسی دلت برای جهزیه ات هم میسوزه در حالیکه توی عقد حداقل از این بابت متضرر نمیشی
منم همسرم بی محبت بود و الان زندگیم کابوس شده
اینجوری اگر با کسی هم دوباره آشنا بشی خیلی بهتره و نمیگن که رفته خونه طرف و برگشته
الان خود من دارم تحمل میکنم تا یکسال از عروسی بگذره و نگن به سال نکشید جدا شد و دلم برای وسایلم و هزینه ایی هم که بابتش دادم میسوزه

بعد عروسی دلت برای جهزیه ات هم میسوزه در حالیکه توی عقد حداقل از این بابت متضرر نمیشی منم همسرم بی م ...

ای بابا  خودتو ناراحت نکن عزیزم

بازم بعدش تصمیم داری ازدواج کنی من خیلی میترسم ب شدت

چه مسائلی بود؟ کاش اونایی که تجربه دارن بیان بگن بقیه استفاده کنن  منم دیگه خسته شدم از دخالتا ...


توی عقد همسرم هیچی و واقعا هیچی برای من هزینه نمیکرد و فهمیدم خسیسه ، اون موقع شاغل بودم و فکر میکردم بعد ازدواج امیدی هست دیگه کار نکنم ، در حالیکه حالا با هزاران مسئولیت و زحمت خانه داری همچنان شاغلم و همچنان خودم مخارج خودم رو میپردازم
خودش بسیار آدم سرد و بی محبتی بود و عنوان میکرد زمان لازمه تا بتونه ابراز محبت کنه در حالیکه الان اینم بدتر شده
خانوادش هیچ مناسبتی رو به جا نیاوردن و من همیشه از بابت بی تفاوتی آنها غمگین بودم و الان اینم بدتر از قبل شده

ای بابا  خودتو ناراحت نکن عزیزم بازم بعدش تصمیم داری ازدواج کنی من خیلی میترسم ب شدت


با وکیل مشورت کن
شاید لازمه یه مدت مدارکی علیه رفتاراش و کارهاش جمع کنی که خودش از تصمیمت خبر نداشته باشه
فعلا بهش حرفی نزن و وقتی آگاهانه پیش رفتی بزار شوکه بشن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز